جدیدترین استفتائاتآیا ازدواج موقت (متعه) با زن سنی مذهب جایز است، با علم به اینکه به او اطلاع داده می‌شود که این ازدواج موقت است و نه ازدواج متعه؟ و اگر این زن ۴۵ سال سن دارد و با برادرش زندگی می‌کند در حالی که پدرش در خانه دیگری زندگی می‌کند، و این زن خودش را اداره می‌کند، مسافرت می‌رود و خرید و فروش می‌کند بدون اطلاع پدرش، آیا دخول با او جایز است؟سلام علیکم در جلد ۵۶ بحارالانوار باب خلفا و وزراء المهدی ۴ تا روایت هست که بعد از امام زمان ۱۲ تا مهدی می‌آیند ، نظر آیت الله سند (دام ظله) درباب این روایات چیست؟در مناطقی از لبنان و سوریه و مصر بازی‌ای وجود دارد که اسم آن «تخته‌نرد» است، ولی تاس آن با تاس تخته‌نرد‌های معمولی که در روایات نیز تحریم شده‌است تفاوت دارد. هر‌چند تاس این تخته‌نرد شبیه به تاس تخته‌نرد‌های معمولی است، از تاس تخته‌نرد‌های معمولی خیلی کوچک‌تر است. بیش‌تر مردم برای سرگرمی، نه برای قمار، این بازی را انجام می‌دهند. اینک پرسش این است که آیا این بازی با شرحی که گذشت و برای سرگرمی، نه قمار، جایز است؟به مالی خمس تعلق گرفته‌است و هنوز خمس آن پرداخت نشده‌است. اینک آیا، قبل از این‌که خمس آن پرداخت شود، می‌توان در چهار‌پنجم آن تصرف کرد؟در زیارت جامعۀ کبیره وارد شده‌است: « مؤمن بإيابكم ، مصدق برجعتكم». یعنی به بازگشت شما ایمان دارم و به رجعت شما باور دارم. مقصود از «ایاب» و «رجعت» چیست و چه فرقی با هم دارند؟زنی عمل جراحی کرده‌است و پس از عمل، دائماً [از رحم] خون‌ریزی دارد. حکم او [برای نماز و…] چیست؟ آیا باید تیمم کند؟

مقامات پیامبر (ص)

تعداد پرسش‌ها: ۱۸

۱

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: عقائد امامیه زیارت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) با زیارت جامعۀ کبیره سؤال آیا می‌توان پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) را با زیارت جامعۀ کبیره زیارت کرد؟ در‌صورت جواز زیارت، کیفیت آن به چه نحو است؟ آیا می‌توان فقرات ابتدایی آن زیارت را در حق نبی عظیم‌الشأن (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) خواند، فقراتی که اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) را مخاطب قرار می‌دهد، مانند: وَأوصياءِ نَبِيِّ اللهِ، وَذُرِّيَّةِ رَسُولِ اللهِ وَرَحمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُهُ؟

پاسخ:

1. آری، با زیارت جامعۀ کبیره می‌توان پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) را زیارت کرد. بر‌اساس آن‌چه در روایات متواتر از اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) وارد شده‌است، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) مقصود اولی و اصلی از عنوان «اهل‌بیت» است و «اهل‌بیت» به خود پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) هم صدق می‌کند.

2. ابن‌مشهدی، در «المزار‌الکبیر»، زیارتی نزدیک به مضمون زیارت جامعۀ کبیره نقل کرده‌است. در آن زیارت تصریح شده‌است که مخاطب و مصداقِ اولِ «اهل‌بیت» پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) است و مخاطب و مصداقِ دومِ آن امیر مؤمنان، حضرت علی (علیه‌السلام) است و مخاطب و مصداقِ سومِ آن حضرت فاطمۀ زهرا (سلام‌الله‌علیها) است و مصداقِ چهارم و پنجمِ آن حضرت امام حسن و حضرت امام حسین (علیهما‌السلام) است و نه امام بزرگوار بعدی (علیهم‌السلام) مصادیق بعدی آن هستند.

3. برخی فقرات زیارت اختصاص به یازده امام (ائمه به‌جز حضرت امیر مؤمنان) دارد، ولی مختص بودن چند فقره موجب تخصیص دیگر فقرات نمی‌شود و عمومیت دیگر فقرات را از‌بین نمی‌برد.
[وجود فقرات خاص و عام به زیارت جامعه اختصاص ندارد و زیارات دیگر نیز چنین است. برای مثال،] در زیارات مختص به هر‌یک از ائمه (علیهم‌السلام)، خطاب از امام خاص به همۀ ائمه (علیهم‌السلام) تغییر می‌کند و همۀ ائمه (علیهم‌السلام) مخاطب قرار می‌گیرند.

WhatsAppTelegramایمیل#2097
۲

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: آیا پیامبر (صلی‌الله‎‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) از همان ابتدای خلقتش معصوم بوده‌است یا همان‌طوری که برخی می‌گویند، ایشان از اول معصوم نبوده و مراحلی تکاملی را پیموده‌اند و در مسیر رشد و تکامل روحانی‌شان، وقتی به سن چهل‌سالگی رسیدند، استحقاق عصمت و نبوت را به دست آورده‌اند؟

پاسخ:

1. پیامبر اکرم (صلی‌الله‎‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) از همان ابتدای خلقتش معصوم و برگزیده بوده‌اند. خداوند از ابتدا می‌دانست که ایشان از او پیروی خواهد کرد و امر و نهی او را به جا خواهد آورد و از همۀ بندگانش سبقت خواهد گرفت. از‌این‌رو این مقامات را از ابتدای خلقت به ایشان عطا کرد.
2. آری، پیامبر اکرم (صلی‌الله‎‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) از ابتدا معصوم و برگزیده بودند و با این حال، در طول عمر خود بالا‌تر و والا‌تر می‌رفتند و متکامل‌تر می‌شدند، ولی باید توجه کرد این تکامل در قیاس با افاضات حضرت حق معنا دارد، نه در مقایسه با مخلوقات، چون حضرت حق از ابتدای خلقت پیامبر (صلی‌الله‎‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم)، خالق و فائق بر او است.
3. پیامبر اکرم، محمد مصطفی (صلی‌الله‎‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) از زمان تولدشان، بلکه قبل از تولد، در عوالم سابق بر این عالَم، نبی بودند و آن‌چه در چهل‌سالگی برایشان محقق شد رسالت (رسول‌الله بودن) است، نه نبوت.

WhatsAppTelegramایمیل#2807
۳

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: «وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ» در آیۀ پنجاه و دو سورۀ احزاب: «لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ»، که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) را مخاطب قرار داده‌است، به چه معنا است؟ ظاهرِ بدویِ آیه این است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) به زن‌ها و زیبایی زن‌ها تمایل دارد.

پاسخ:

شيخ جعفر السند, [12/04/2023 10:46 م]
(پاکی و طهارت و لطیف بودن طبیعت و ذات انسان‌های برگزیده و امامان معصوم)

سؤال
«وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ» در آیۀ پنجاه و دو سورۀ احزاب: «لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ»، که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) را مخاطب قرار داده‌است، به چه معنا است؟ ظاهرِ بدویِ آیه این است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) به زن‌ها و زیبایی زن‌ها تمایل دارد.

پاسخ
1. در صحیحۀ حفص‌بن بختری از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) چنین نقل شده‌است که «ما أحب من دنياكم إلا النساء والطيب؛ چیزی را از دنیای شما دوست ندارم، مگر زنان و عطر خوش را». در صحیحۀ دیگر از ابن‌عمیر اسحاق از حضرت امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده‌است: «من أخلاق الأنبياء صلى الله عليهم حب النساء؛ دوست داشتن زنان از ویژگی‌ها و خصلت‌های پیامبران است». در روایتی دیگر، محمد‌بن ابی‌عمیر از بکار‌بن کردم و از افرادی دیگر و آن‌ها از حضرت امام صادق (علیه‌السلام) نقل کرده‌است: «قال رسول الله صلى الله عليه وآله : جعل قرة عيني في الصلاة ولذتي في النساء؛ رسول خداوند (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) فرموده‌است نور چشم من در نماز و لذت من در زنان قرار داده شده‌است.
در روایتی دیگر، وارد شده‌است هر‌قدر ایمان مردافزایش شود، به همان میزان، محبتش به زنان نیز افزایش می‌یابد. این روایت به اغراض حلال و کام‌جویی‌های مشروع اشاره می‌کند که انسان را از لغزیدن و از گرفتار شدن در منجلاب محرمات محافظت می‌کند.
2. در دسته‌ای دیگر از روایات، حب زنان ذم و نکوهش شده‌است که مراد و مقصود از این روایات کام‌جویی‌های نا‌مشروع و گرفتار شدن در شهوات است.
3. خزار قمی که معاصر شیخ صدوق بود، روایتی معتبر را در کفایة‍‌الأثر نقل کرده‌است: «إن أولي الألباب الذين عملوا بالفكرة حتى ورثوا منه حب الله، فإن حب الله إذا ورثه القلب استضاء به وأسرع إليه اللطف، فإذا نزل منزلا صار من أهل الفوائد ، فإذا صار من أهل الفوائد تكلم بالحكمة، فإذا تكلم بالحكمة صار صاحب فطنة ، فإذا نزل منزلة الفطنة عمل في القدرة . فإذا عمل في القدرة عرف الأطباق السبعة ، فإذا بلغ هذه المنزلة جعل شهوته ومحبته في خالقه ، فإذا فعل ذلك نزل المنزلة الكبرى فعاين ربه في قلبه وورث الحكمة بغير ما ورثه الحكماء ورثوا الحكمة بالصمت؛ خردمندان كسانى هستند كه با انديشه كار می‌كنند تا در‌‌اثر آن، محبت خدا را به‌دست آورند، چرا‌که قلب انسان با محبت الهی روشن و نورانی می‌شود و لطف الهی به آن سرازیر می‌شود. چنین انسانی در هر جایی سود می‌برد و سود می‌رساند و در‌نتیجه حکیمانه سخن می‌گوید و در‌اثر سخنان حکیمانه، اهل هوش و خرد می‌شود و در‌اثر هوشیاری و زیرکی، توانا می‌شود و در‌اثر توانایی، به طبقه‌های هفت‌گانه معرفت می‌یابد و چون به اين منزلت برسد، خواهش و محبّت خود را از آنِ آفريدگارش قرار می‌دهد و هر‌گاه چنين كند به بزرگ‌ترين منزلت دست می‌يابد و پروردگارش را در دل خويش می‌ببيند و ميراث‌دار حكمت می‌شود، ولی نه از راهى كه حكما از آن راه به حکت دست یافتند و ميراث‌دار دانش شدند، بلکه حکمت را با سکوت و خاموشی به‌دست می‌آورند».
از این روایت به‌دست می‌آید که شهوت و دیگر غرایز اولیای الهی از ظلمت و تاریکی دور است، ظلمت و تاریکی‌ای که در شهوات و غرایز حیوانی وجود دارد. آری، شهوت و دیگر غرایز این ذوات قدسی، مانند غرایز و شهوت اهل بهشت، نورانی و پاک و طیّب و طاهر است. اهل بهشت نیز با حور‌العین‌های بهشتی نکاح می‌کنند، ولی ذات و طبیعت نکاح آن‌ها با نکاح اهل دنیا متفاوت است.
4. برای روشن شدن سخن، توجه به مثالی راه‌گشا‌ست. خوردن و آشامیدن پرنده‌ها و نکاح آن‌ها بالا‌تر و شفاف‌تر از خوردن و آشامیدن و نکاح چهار‌پایان است و خوردن و آشامیدن و نکاح چهار‌پایان بالا‌تر و شفاف‌تر از خوردن و آشامیدن و نکاح حیوانات وحشی و درنده است. خوردن و آشامیدن و نکاح حیوانات درنده در مرتبۀ سوم قرار دارد، زیرا خوردن و نیز نکاح حیوانات درنده با سبعیت و وحشی‌گری و درنده‌خویی عجین است.
5. [همان‌طوری که خوردن و آشامیدن و نکاح سه دستۀ یاد‌شدۀ حیوانات هم‌رتبه نیستند]، اکل و نکاح انواع مختلف هر‌یک از سه دسته نیز هم‌رتبه نیستند. خوردن و آشامیدن و نکاح پرنده‌های مختلف هم‌رتبه نیستند، همان‌طوری که چهار‌پایان نیز هم‌رتبه نیستند و خوردن و آشامیدن و نکاح آن‌ها نیز مراتب مختلفی دارد. برای مثال، خوردن و آشامیدن و نکاح آهو با خوردن و آشامیدن و نکاح گاو متفاوت است.

6. تو باید در مثالی دیگر تأمل کنی. هر‌یک از اعضای انسان از چیزی متلتذ می‌شود. چشم انسان با نگاه کردن و دیدن مناظر زیبا و دل‌پذیر لذت می‌برد و بینی انسان با بوییدن عطر‌ها و بو‌های خوش لذت می‌برد و دست و صورت انسان با لمس لذت می‌برد. خوردن و آشامیدن و نکاح نیز از اقسام لذت‌ها و شهوت‌ها‌ست، ولی غالباً اعضای تناسلی انسان و نیز دهان و حنجرۀ او در اواخر عمر و در‌اثر بیماری از خوردن و آشامیدن و نکاح لذت نمی‌برند در حالی که دیگر اعضا هنوز هم ملتذ می‌شوند. حاصل آن‌که شهوات در لطافت و غلظت و شفافیت و کدورت، درجات و مراتب مختلفی دارند.
7. در آیات قرآن به این نکته اشاره شده‌است که خداوند بین زوجین مودت و محبت قلبی و زوجین را برای هم مایۀ آرامش قرار داده‌است: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه‌های او این است که برای شما، همسرانی از جنس خودتان آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد. در این عبرت‌ها و نشانه‌هایی است برای کسانی که تفکر می‌کنند. (سورۀ مبارکۀ روم، آیۀ شریفۀ 21).
[بر‌اساس این آیه]، بین زوجین رابطه‌ای لطیف و شفاف و روحانی و معنوی وجود دارد که مرتبه‌ای والا و اهمیتی به‌سزا دارد. این رابطه در‌واقع حقیقتی در روح زوجین است.
8. از آن‌چه گذشت می‌توان فهمید که ممکن است غرایز و شهوات لطیف و نورانی باشند و تا مرتبۀ نورِ شفافِ پاکِ طاهرِ پاکیزه کشیده شوند.
9. با وجود طبقه‌ای برگزیده و والا در میان انسان‌ها، روشن می‌شود که غرایز و شهوات این ذوات قدسی نورانی و لطیف و طیب و طاهر و پاک و پاکیزه است. آری، نکاح حور‌العین در بهشت با نکاح جن در این دنیا متفاوت است، چنان‌که نکاح انسان‌هایی که هبوط کرده‌اند و در حد چهار‌پایان یا درندگان‌اند با نکاح حور‌العین متفاوت است.
10. به سبب مراتب نکاح، در روایات آدابی برای نکاح ذکر شده‌است. رعایت این آداب در نورانی و لطیف و طیب و طاهر بودن رابطۀ بین زوجین و نیز در روح و بدنِ جنینِ متولد‌شده از آن نکاح مؤثر است.
11. [نکاح مراتب فروانی دارد و مرتبۀ اعلای آن نور است و از هر تاریکی و ظلمت مبرا‌ست و] از همین رو بر‌اساس روایات، خداوند پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) را به تزویج حضرت امیر‌المؤمنین با حضرت فاطمه امر کرد و فرمود: «زوّج النور من النور؛ نور را با نور قرین کن.»
12. به همین دلیل، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) چهل روز روزه گرفت و از حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) پرهیز کرد و پس‌از آن، با خوردن از میوه‌ای بهشتی، با حضرت خدیجه آمیخت تا حضرت خدیجه به حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) بار‌دار شود.
13. حاصل آن‌که هر‌چند امامان و برگزیدگان حضرت حق انسان‌هایی مانند ما هستند، لازمۀ رتبه و شأن آن‌ها، که شایستگی تلقی وحی را دارند، طهارت و پاکی و درخشندگی ذات و غرایز آن‌ها‌ست.
14. به خاطر همین، حضرت فاطمۀ زهرا (سلام‌الله‌علیها) به «حوریۀ انسانی» توصیف شده‌است. ام‌سلمه به برخی ویژگی‌های حضرت فاطمۀ زهرا (سلام‌الله‌علیها) اشاره کرده و گفته‌است ویژگی‌ها و خصلت‌هایی از فاطمه دیده‌ام که در هیچ شخص دیگری ندیده‌ام. این سخن با روایتی که فریقین، شیعه و سنی، آن را نقل کرده‌اند قابل‌مقایسه است. به نقل شیعه و سنی، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) پشت سر خود را می‌دید، همان‌طوری که جلو خود را می‌دید. علاوه بر این روایت، روایات دیگری نیز دربارۀ ویژگی‌های جسمی پیامبر و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) وارد شده‌است. وقتی جسم مطهر و پاک این ذوات قدسی چنین است، غرایز و قوای روحی آنان به‌طریق اولی ویژگی‌هایی خواهد داشت.

WhatsAppTelegramایمیل#2891
۴

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: آیه‌ی “و عصی آدم ربه” و اخراج حضرت آدم از بهشت و توبه‌ی حضرت آدم چند سوال پیش‌روی ما قرار می‌دهد: ۱. با توجه به معصوم بودن انبیا (علیهم‌السلام)، آیا حضرت آدم مرتکب گناه و عصیان شده‌است؟ ۲. اگر کار حضرت آدم گناه نبود، آیا ایشان مرتکب مکروه شده‌است؟ آیا ممکن است انبیا که معصوم‌اند کار مکروه انجام دهند؟ ۳. اگر حضرت آدم مرتکب حرام نشده‌است و آن‌چه انجام داده‌است مکروه‌بود، آیا توبه از فعل مکروه لازم و ضروری است؟

پاسخ:

۱. حضرت آدم مرتكب گناه نشد و فقط اولی را ترک کرد. کار حضرت آدم ترک اولی بود، نه بیش از آن.
۲. انبیا و معصومین (علیهم‌السلام) گاهی برای نشان دادنِ حرام نبودن برخی کارهای مکروه، فعل مکروه را انجام می‌دادند.
۳. توبه کردن از آداب بندگی است و نه‌تنها از برخی مکروه‌های مبغوض، بلکه از ترک‌اولی‌ها هم می‌توان توبه کرد.

WhatsAppTelegramایمیل#2899
۵

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: آیا همان‌طوری که مسیحیان معتقد‌ند، روح‌القدس نقشی در زندگی مؤمنان دارد یا ارتباط او فقط با معصومین و نقش او فقط در زندگی معصومین است؟

پاسخ:

1. همان‌طوری که در آیات و روایات مستفیض اشاره شده‌است، همۀ ملائکه و فرشتگان و ارواحی که از امر حضرت حق‌اند در زندگی مؤمنان نقش دارند و در جان و روح آن‌ها تأثیر می‌گذارند و الطاف و رحمت حضرت حق را در قلب و جان آن‌ها نازل می‌کنند.
2. ولی ارتباط ملائک و ارواح امریه با مؤمنان به پاِیۀ ارتباط آن‌ها با معصومین (علیهم‌السلام) نمی‌رسد.
3. ارتباط ملائک با معصومین (علیهم‌السلام) نیز در یک سطح نیست و با برخی افراد معصوم شدید و با برخی دیگر از معصومین شدید‌تر است. برای مثال، ارتباط روح‌القدس با حضرت عیسای نبی (علیه‌السلام) در حد تأیید بوده‌است در حالی که ارتباط او با سید‌الانبیا، محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم)، و اهل‌بیتِ معصومِ ایشان (علیهم‌السلام) مانند قوه و قدرتی بود که در جان و روح آن ذوات قدسیه نهفته‌است. چنین ارتباطی مخصوص به روح‌القدس نبود و دیگر ارواح نیز چنین ارتباطی با آن ذوات مقدسه داشته‌اند. روح‌القدس و سایر ارواح، بدون این‌که قائل به تناسخ شویم، مانند نیرو و قوه‌ای در جان و روح پیامبر اکرم و اهل‌بیت ایشان (علیه‌و‌علیهم‌السلام) بودند.
4. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) در روایتی در‌بارۀ حسان‌بن ثابت، زمانی که او موالی و تابع پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) و اهل‌بیت ایشان (علیهم‌السلام) بود، فرموده بود در برخی از اشعار حسان، روح‌القدس از زبان حسان سخن گفته‌است. در روایات، چنین مضمونی در‌بارۀ خزاعی نیز وارد شده‌است. حضرت امام رضا (علیه‌السلام) در‌بارۀ یکی از ابیات خزاعی که در‌مورد قائم آل‌محمد (عج‎‌الله‌فرجه) بود فرمود روح‌القدس از زبان تو سخن گفته‌است.

WhatsAppTelegramایمیل#3146
۶

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: خداوند متعال در سورۀ مبارکۀ احزاب، آیۀ شریفۀ 56 می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا؛ ترجمه: خدا و فرشتگانش بر (روان پاک) این پیغمبر صلوات و درود می‌فرستند شما هم ای اهل ایمان، بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم و اجلال بر او سلام گویید و تسلیم فرمان او شوید.» (ترجمۀ الهی قمشه‌ای) معنای سلام و صلوات خدای تبارک و تعالی به پیامبر اعظم و اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیه‌و علیهم‌السلام) چیست؟

پاسخ:

حضرت امام صادق (علیه‌السلام) در تفسیر این آیه فرموده‌است: صلوات فرستادن خداوند تبارک و تعالی برای پیامبر، رحمت است و صلوات فرستادن ملائکه برای پیامبر، تزکیه است و صلوات فرستادن مردم برای پیامبر، دعا‌ست.
اما این‌که خداوند فرمود: «وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» به معنای تسلیم بودن و گردن نهادن مردم به فرموده‌ها و رهنمود‌هایِ وحیانیِ پیامبرِ اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) است.
بنا‌بر آن‌چه گذشت، روشن می‌شود که صلوات خداوند برای پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم)، به معنای رحمت و اِنعام و فضل و فیض الهی برای آن حضرت است.

WhatsAppTelegramایمیل#3271
۷

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: شیخ حر عاملی (رحمه‌الله)، در صفات رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم)، نقل کرده‌است که حضرت دائم‌الحزن بود، ولی عبوس و ترش‌رو نبود؛ بخشنده بود، ولی اهل اسراف و تبذیر نبود. این صفات چه تفاوتی با هم دارند و چگونه می‌توانیم آن‌ها را از هم‌دیگر تشخیص دهیم؟ ملاک و معیار تشخیص آن‌ها چیست؟

پاسخ:

1. «عبوس بودن» به معنی ترش‌رویی و ابرو در هم کشیدن همراه با بد‌اخلاقی و بد‌خلقی است، ولی «حزن» به معنای فقدان شادی و نشاط است، با غم و اندوه و نگرانی‌ای در چهره، بدون اخم کردن و تُرُش بودن و بد‌اخلاق و بد‌خلق بودن. شخصی که حزن دارد، ولی عبوس نیست، با دیگران بیگانه نخواهد بود و از آن‌ها دوری نخواهد کرد.
2. اما تفاوت بین سخا و بخشندگی با اسراف! «سخا» و «بخشندگی» به این معنی است که شخص اهل امساک و قبض نباشد و در بخشش و انفاق کوتاهی نکند. در حد توان و مکنتش ببخشد به‌طوری که بخشش و انفاق به حدی نباشد که شخص را از دیگر وظایف و مسئولیت‌هایش باز دارد، یعنی آن‌قدر نبخشد که در انجام دادن دیگر وظایف و مسئولیت‌ها نا‌توان شود و به اهلش و به اندازه عطا و بخشش کند به‌طوری که آن عطا و بخشش به سود و مصلحت گیرنده باشد و او را به تباهی نکشاند. ولی اسراف چنین نیست. «اسراف» یعنی اعطای بیش از حد یا هزینه بیش از حد (اعطای و هزینه‌ای که بر شخص سخت و گران است و او را به زحمت و مشقت می‌اندازد و از قیام به دیگر مسئولیت‌ها باز می‌دارد) یا اعطای به کسی که مستحق آن نیست یا هزینه کردن در مواردی که نباید در آن موارد به آن اندازه هزینه کرد.
3. راه تشخیص صفات اخلاقی و ملاک تمیز آن‌ها از هم‌دیگر این است که شخص در معنای لغوی آن‌ها و در استعمالات آن‌ها در لسان شرع و در موارد استعمال آن‌ها در شریعت دقت کند و به نظرات و بر‌داشت‌های علما، در طی قرون متمادی، مراجعه کند و با مطالعه و پژوهش در این باره به نتیجه رسد.

WhatsAppTelegramایمیل#3299
۸

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: شیخ اجلّ، حر عاملی رحمه‌الله تعالی، در مورد صفات پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل کرده‌اند که ایشان همیشه غمگین بودند ولی عبوس نبودند و دست سخاوتمند داشتند اما اسراف نمی‌کردند. سؤال این است که چگونه می‌توانیم بین این صفات تفاوت قائل شویم و ضابطه تشخیص هرکدام چیست؟

پاسخ:

۱- عبوس بودن به معنای چین و چروکیدن صورت به دلیل زشتی خلق یا بدخلقی است، در حالی که حزن به معنای عدم شادابی و خوشحالی است که در آن غم و اندوه ظاهر می‌شود بدون اینکه صورت عبوس یا نگران باشد، همچنین هیچ نوع بی‌میلی نسبت به دیگران احساس نمی‌شود.
۲- تفاوت بین سخاوت و اسراف این است که سخاوت به معنای عدم امساك و بخل در عطا است، به‌گونه‌ای که در حدود توانایی و امکان فرد، بدون افراط در مسئولیت‌های مالی دیگر، و فقط به اندازه‌ای که مناسب و مفید است، داده می‌شود. این در حالی است که اسراف به معنای افراط در خرج کردن و بخشش است که ممکن است موجب فشار مالی بر فرد یا دادن چیزی بیش از آنچه که شایسته است، باشد.
۳- ضابطه در تشخیص و تمایز بین صفات مشابه اخلاقی، مراجعه با دقت به معانی لغوی و استفاده‌های موجود در متون دینی و وحیانی است، و همچنین بهره‌گیری از تلاش‌های علمای گذشته در طول قرون.

WhatsAppTelegramایمیل#3302
۹

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: در برخی از زیارت‌های پیامبر (ص) این قالب از تشهد وارد شده است: “گواهی می‌دهم در زندگی‌ام که تو، خدایی، جز تو معبودی نیست، یگانه‌ای و شریکی نداری، و اینکه محمد بنده و فرستاده توست، و اینکه امامان از اهل‌بیت او، اولیای تو، یاران تو، حجت‌های تو بر خلق، خلفای تو در میان بندگانت، نشانه‌های تو در سرزمین‌هایت، خزانه‌داران علم تو، نگهبانان راز تو و مفسران وحی تو هستند. خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست.” از آنجا که در این تشهد، شهادت دوم و سوم به‌وضوح به‌عنوان نجوا و خطاب با خداوند متعال مطرح شده و هیچ تردیدی در این زمینه وجود ندارد (زیرا نجوا با خداست و نه سخن گفتن با انسان‌ها)، آیا آوردن این عبارت در تشهد نماز جایز است و می‌تواند ادعای سخن گفتن با غیر خدا را رد کند؟

پاسخ:

اصل تشهد با سه شهادت، خطاب با خداوند متعال  است و اقرار به یگانگی او و اقرار به اینکه او پیامبر را به رسالت فرستاد و علی علیه‌السلام را امام و هادی قرار داده است.

در چارچوب نماز که از ابتدا تا انتها نجوا و خطاب با خداوند است، احتمال اینکه این شهادات خطاب به غیر او باشد، وجهی ندارد.

خطاب با پیامبر (ص) و امامان (ع) در نماز به‌  تبع از خطاب با خداوند جایز شمرده شده است، همان‌گونه که سلام بر پیامبر (ص) و آل او قبل از دو سلام پایانی نماز مشروع دانسته شده است. این امر در روایات خاص مربوط به نماز آمده و شیخ مفید و بعضی دیگر و از متأخران، نائینی، به آن تصریح کرده‌اند.

حتی اگر از همه این موارد چشم‌پوشی کنیم، این عبارت که در برخی روایات وارد شده، صریحاً خطاب به خداوند در سه شهادت را بیان می‌کند و هیچ شائبه‌ای از سخن گفتن با غیر خدا در آن وجود ندارد.

WhatsAppTelegramایمیل#3331
۱۰

اعتقادی›عقاید›امامت

پرسش: حقیقت معصوم علیه‌السلام طبق بیانی که از صلب‌های بلندمرتبه و رحم‌های پاک سرچشمه می‌گیرد، زنجیره‌ای است که به پدر پیامبران و رسولان، خلیل‌الله علیه‌السلام، می‌رسد. و بدون شک این موضوع، چه پیش از بعثت و چه پس از آن، برقرار است. پس فلسفهٔ تردید حضرت ابراهیم علیه‌السلام بین ستاره و ماه و خورشید چیست؟

پاسخ:

۱. قرآن پیش از آنکه حضرت ابراهیم علیه‌السلام وارد احتجاج با پرستش‌کنندگان ستارگان شود، فرموده است:

﴿وَكَذلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ﴾
پس چگونه می‌توان پنداشت که او پرستندهٔ ستارگان بوده است؟

۲. بلکه او با آن‌ها مجادله می‌کرد، و گفتنِ «این پروردگار من است» از جانب ایشان، خبری واقعی نبوده، بلکه ممکن است بر سبیل پرسش و هم‌سویی موقتی با پرستش‌کنندگان ستارگان آمده باشد.

۳. سپس آن‌ها را قدم به قدم به سوی درک نادرستی این عبادت کشاند؛ چرا که ستاره و ماه و خورشید غروب می‌کنند و کوچک‌اند، در حالی‌که معبود باید از غروب و نقصان و کوچکی منزه باشد.

۴. سپس آنان را به سوی پروردگار آفریننده آسمان‌ها و زمین راهنمایی کرد؛ نامی که از هر ستاره و ماه و خورشیدی برتر است، و پروردگار این نام، نه غروبی دارد و نه کوچکی.

۵. خلاصه آنکه توریه و فنون سخن فقط در ظاهر ابتدایی و بدوی گفتار محدود نمی‌شود، بلکه معانی ضمنی، کنایه‌ها، و تعریض‌ها در گفت‌وگوهای کلامی بسیارند.

۶. پس بنگرید به سخن حضرت ابراهیم علیه‌السلام که فرمود:

﴿قالَ بَل فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذَا فَسْأَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ﴾
آیا نسبت دادن عمل به بت بزرگ، دروغ است؟ حاشا! بلکه خبر را معلق به توانایی آن‌ها بر سخن گفتن کرد، و چون آن‌ها ناطق نیستند، معلق نیز منتفی است.

و این سبک توریه در سخن، برای تنبیه بت‌پرستان بر جهالت‌شان به کار رفت.

WhatsAppTelegramایمیل#3418
۱۱

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: ۱- آیه‌ی ﴿وَمِن أَهلِ المَدینَةِ مَرَدوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعلَمُهُم نَحنُ نَعلَمُهُم﴾، آیا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله منافقان را نمی‌شناخت؟ ۲- آیه‌ی ﴿سَواءٌ عَلَیهِم أَستَغفَرتَ لَهُم أَم لَم تَستَغفِر لَهُم لَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم﴾، آیا استغفار پیامبر ص برای منافقان پذیرفته نمی‌شود؟ ۳- کدام یک بدتر و دورتر از خداوند متعال است: منافق یا ناصبی؟

پاسخ:

۱/ در بیانات قرآن، خطاب‌های متنوعی نسبت به حقیقت و لایه‌های هویتی پیامبر اکرم ص وارد شده است. گاهی جنبه‌ی بشری ایشان مورد خطاب قرار می‌گیرد، مانند:
﴿ما كُنتَ لَدَيهِم …﴾ که ناظر به امت‌های پیشین است، و در آیات متعددی چنین خطاب آمده است.
۲/ و در مواردی دیگر، قرآن پیامبر ص را از منظر روح و نور و سیطره‌ی ملکوتی‌اش بر امت‌های گذشته و پیامبران آنها مخاطب قرار می‌دهد:
﴿فَكَيفَ إِذا جِئنا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَجِئنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهيدًا﴾
در این آیه، پیامبر ص به عنوان گواه بر پیامبران و امت‌های پیشین، نسبت به ملکوت آنان معرفی شده است.
۳/ بنابراین، ممکن است مفاد آیه‌ی «لا تعلمهم» ناظر به فقدان اسباب عادی شناخت (از نگاه بشر معمولی) باشد، نه ناآگاهی مطلق پیامبر ص.

۲.
این جمله کنایه از ناپذیرفتن استغفار نیست، بلکه کنایه از نداشتن ظرفیت استغفار در وجود منافقان است؛ نه اینکه دعا و استغفار پیامبر ص پذیرفته نمی‌شود. شبیه آیه:
﴿يَعلَمُ ما بَينَ أَيديهِم وَما خَلفَهُم وَلا يَشفَعونَ إِلّا لِمَنِ ارتَضى وَهُم مِن خَشيَتِهِ مُشفِقونَ﴾
یعنی پیامبر ص شفاعت نمی‌کند مگر برای کسی که خداوند از او راضی باشد.

۳.
نسبت میان دو عنوان “منافق” و “ناصبی”، عموم و خصوص من وجه است؛ یعنی در برخی موارد، ناصبی ممکن است منافق نباشد و بالعکس.
با این حال، ممکن است عنوان “نصب” از جهت دشمنی آشکار، اعم مطلق در نظر گرفته شود.

WhatsAppTelegramایمیل#3449
۱۲

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: از سخنان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است که در هنگام غسل و تجهیز رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمود: «بِأَبي أَنتَ وَأُمّي لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوتِكَ ما لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَالأَنْباءِ وَأَخبارِ السَّماءِ». [نهج البلاغة، خطب امام علی (ع)، ج ۲، ص ۲۲۸] مراد و معنای این سخن امام (علیه‌السلام) چیست که فرمود: «با مرگ تو چیزی گسسته شد که با مرگ هیچ‌کس دیگر گسسته نشد، و آن نبوت و اخبار آسمان بود»؟

پاسخ:

در این فراز شریف از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌توان به دو نکته اشاره کرد:
1. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بیان می‌کند که با رحلت پیامبران پیشین (علیهم‌السلام) مراتب وحی که نزد آنان بود، قطع نشد؛ بلکه تمام آن مراتب وحی که در اختیار پیامبران گذشته بود، نزد پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) نیز موجود بود. افزون بر این، درجه‌ای برتر و والاتر از وحی، ویژه پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) بود که به هیچ پیامبر دیگری داده نشده بود. بنابراین، کسانی که پس از پیامبران پیشین آمدند ـ به‌ویژه برگزیدگان الهی ـ از آن مراتب وحی محروم نشدند؛ زیرا این مراتب از پیامبری به پیامبر دیگر منتقل می‌شد و در وجود پیامبر اعظم (صلى الله علیه وآله) کامل شد. پس به برکت وجود آن حضرت، این درجات باقی ماند و گسسته نشد.
2. هنگامی که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) وحی را دریافت می‌کرد، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نیز به تبع ایشان از آن بهره‌مند می‌شد. چنان‌که رسول خدا (صلى الله علیه وآله) خطاب به علی (علیه‌السلام) فرمود:
«إنّك تسمعُ ما أسمعُ وترى ما أرى إلّا أنّك لستَ بنبيّ ولكنّك وزيرٌ وإنك لعلى خير»
[نهج البلاغة، خطب امام علی (ع)، ج ۲، ص ۱۵۸]
یعنی: «تو می‌شنوی آنچه را من می‌شنوم و می‌بینی آنچه را من می‌بینم، جز این‌که تو پیامبر نیستی بلکه وزیر منی و بر خیر قرار داری».
مقصود این است که شنیدن علی (علیه‌السلام) شنیدن استقلالی نبود، بلکه هرچه پیامبر (صلى الله علیه وآله) می‌شنید سبب می‌شد که علی (علیه‌السلام) نیز آن را بشنود. همچنین دیدن او نیز به تبع دیدن پیامبر (صلى الله علیه وآله) بود. بنابراین، هرچه به پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) وحی می‌شد، به تبع آن به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نیز وحی می‌شد.

این توانایی ویژه، نعمتی بود که علی (علیه‌السلام) به برکت رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به دست آورد. اما با رحلت پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) به عالم برزخ، آن درجه خاص و ممتاز که تنها در اختیار ایشان بود، از علی (علیه‌السلام) نیز سلب شد؛ هرچند سایر درجات همچنان باقی بود. پس این مرتبه‌ی منحصر به فرد که همان شنیدن و دیدن هم‌طراز با شنیدن و دیدن پیامبر (صلى الله علیه وآله) بود، اختصاص به آن حضرت داشت و با رحلت ایشان از دنیا به برزخ، این رشته گسسته شد؛ هرچند دیگر پیوندهای ویژه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) همچنان برقرار ماند.

WhatsAppTelegramایمیل#3460
۱۳

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: معنای صلوات خداوند متعال بر پیامبر محمد و خاندان پاک ایشان (صلوات الله و سلامه علیهم) چیست؟

پاسخ:

صادق آل محمد (صلوات الله علیه) در تفسیر این آیه شریفه:
«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً» فرمود: صلوات از جانب خداوند (عزّ وجل) رحمت است و از فرشتگان تزکیه و از مردم دعا. و اما مراد از فرمایش خداوند (عزّ وجل): «وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً» آن است که در برابر آنچه از پیامبر رسیده، تسلیم باشید. پس صلوات خداوند بر پیامبرش همان رحمت، نعمت و بخشش‌های ویژه او بر پیامبر است.

WhatsAppTelegramایمیل#3473
۱۴

اعتقادی›عقاید›امامت

پرسش: گاهی اوقات ائمه‌ علیهم‌السلام به جهت رعایت برخی مصالح عمومی از بیان بعضی امور خودداری می‌کردند و این مطلب کلی و ثابت است. آیا می‌توان گفت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به خاطر برخی مصالح، وصیت به علی علیه‌السلام را ترک کرد؟

پاسخ:

۱- پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله از همان روزهای آغازین اسلام، وصیت به امیرالمؤمنین علیه‌السلام را ترک نکرد؛ چنان‌که در واقعه «حدیث دار» هنگام نزول آیه‌ی شریفه:
﴿وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ * وَرَهْطَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ﴾، این حقیقت روشن شد.

۲- نصب الهی و نبویِ امیرالمؤمنین علیه‌السلام در سلسله‌ای از آیاتِ بسیاری از سوره‌ها ادامه یافت، که بر امامت آن حضرت دلالت دارد.

۳- در واقعه «غدیر خم» وصیت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نسبت به امیرالمؤمنین علیه‌السلام به درجه‌ای از صراحت رسید که دیگر هیچ عذری—even برای جاهلان و معاندان— باقی نگذاشت و برای همه‌ی امت بیعت گرفته شد.

۴- حاشا از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله که اصل سوم دین (امامت) را کتمان کند. آنچه در روایات فریقین آمده مبنی بر اینکه پیامبر ص برخی از مقامات عالی امیرالمؤمنین علیه‌السلام را کتمان فرمود، به جهت ضعف عقول و ناتوانی عموم—even خواص— از تحمل آن مقامات بود، تا مبادا گرفتار غلوّ و الوهیت‌پنداری شوند؛ همان‌گونه که نصاری در مورد حضرت عیسی علیه‌السلام لغزیدند.

WhatsAppTelegramایمیل#3486
۱۵

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: کلینی و صفّار با سند خود از ابوحمزه نقل کرده‌اند که گفت: از امام صادق علیه‌السلام دربارهٔ علم پرسیدم: آیا علم، علمی است که عالم آن را از دهان مردمان می‌آموزد، یا در کتابی نزد شماست که آن را می‌خوانید و از آن می‌آموزید؟ حضرت فرمود: مسئله بزرگ‌تر و مهم‌تر از این است. آیا سخن خداوند را نشنیده‌ای که فرمود: ﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ﴾ سپس فرمود: اصحاب شما دربارهٔ این آیه چه می‌گویند؟ آیا اعتراف دارند که پیامبر زمانی بوده که کتاب و ایمان را نمی‌دانسته؟ گفتم: نمی‌دانم فدایت شوم آنان چه می‌گویند. فرمود: چرا؛ همانا پیامبر زمانی بود که کتاب و ایمان را نمی‌دانست، تا آن‌که خداوند آن روحی را که در کتاب یاد کرده است به او فرستاد. پس هنگامی که آن روح را به او وحی کرد، به‌وسیلهٔ آن علم و فهم یافت. و آن روحی است که خداوند به هرکس بخواهد عطا می‌کند، و اگر به بنده‌ای بدهد او را فهم می‌بخشد. اولاً: ممکن است «ما كُنْتَ تَدْرِي…» از باب «إِيّاكِ أعني واسْمَعِي يا جارة» باشد، یعنی خطاب به پیامبر اما مراد امّت. اگر چنین باشد، چگونه آن را با فرمایش امام علیه‌السلام در روایت ابوحمزه سازگار کنیم که فرمود: «بلى، كان في حالٍ لا يَدري ما الكتاب ولا الإيمان»، که تأکید دارد خود پیامبر چنین حالتی داشته است؟ علامه طباطبایی نیز فرموده‌اند: «ما كنت تدري – من نفسك – ما الكتاب ولا الإيمان».

پاسخ:

۱. فرمایش «كان في حال لا يدري…»
بر اساس نص قرآن، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فقط یک مرتبه و یک وجود نداشت، بلکه دارای عوالم و مراتب گوناگون بود.
﴿وَما كُنتَ بِجانِبِ الغَربِيّ﴾، ﴿وَما كُنتَ لَدَيهِمْ إذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ﴾ و …
این‌ها اشاره به وجود جسمانی پیامبر دارد که در عام‌الفیل متولد شد.

۲. اما آیات:
﴿لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَى النّاس وَيَكونَ الرَّسولُ عَلَيكُم شَهيدًا﴾
و
﴿وَيَومَ نَبعَثُ في كُلِّ أُمّةٍ شَهيدًا… وَجِئْنا بِكَ شَهيدًا عَلَى هؤُلاء﴾
بیانگر این است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله شاهد بر همهٔ پیامبران و اوصیاء آنان است.
پس این وجودِ شاهدِ پیامبر وجودی روحانی و فراگیر بر ملکوت پیامبران و اوصیاء است.

۳. همچنین آیهٔ:
﴿إِنّا أَرسَلناكَ شاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذيرًا﴾
نخستین ارسال، ارسالِ شاهد بودن است که مربوط به وجود روحانی اوست؛ اما «مبشّر» و «نذیر» بودن برای وجود جسمانی زمینی اوست که در عام‌الفیل پدیدار شد.

۴. آیهٔ:
﴿ولَو جَعَلناهُ مَلَكًا لَجَعَلناهُ رَجُلًا﴾
اشاره به مرتبهٔ ملائکی پیامبر دارد که پیش از وجود جسمانی او بوده و سپس به صورت انسانی در عالم ماده ظاهر شده است.

۵. همچنین:
﴿قُل إنّما أنا بَشَرٌ مِثلُكُم يُوحى إليّ﴾
یعنی پیامبر هم دارای مرتبهٔ بشری است
و هم مرتبهٔ وحیانی و جوهری که شامل تمام طبقات وحی و ملکوت از کرسی و عرش تا عالم اسماء است.

۶. این عوالم و مراتب، هر یک شئون و احکام مخصوص خود را دارند و با یکدیگر متفاوت‌اند.

۷. پس نفی در «ما كنت…» مربوط به وجود روحانی او نیست،
و نه مربوط به مرتبهٔ وحیانی او.

۸. آیهٔ
﴿ما كنتَ تدري ما الكتاب ولا الإيمان﴾
مربوط به وجود جسمانی زمینی اوست، و حکم این مرتبه با مراتب بالاتر متفاوت است.

۹. همچنین آیهٔ:
﴿إن هو إلا وحيٌ يُوحى﴾
مرتبه‌ای از پیامبر را بیان می‌کند که بالاتر از روحِ امری است.

۱۰. بلکه مقام «یس» و مقام حروف مقطعهٔ آغاز سُوَر، برتر از روح امری است؛ چنان‌که قرآن و روح امری چون بارانی از آن مقامات غیبی بر مراتب پایین‌تر فرود می‌آیند.

۱۱. غلوّ یعنی بسنده‌کردن به مراتب غیبی پیامبر و نفی مراتب زمینی او.
و تقصیر یعنی نفی مراتب غیبی و بسنده‌کردن به مرتبهٔ بشری او.

۱۲. ازهمین‌روست که با وجود مرتبهٔ بشری‌اش، دربارهٔ او فرموده‌اند:
او کرسی، عرش، اسم اعظم و مقام مستأثر نیز هست.

۱۳. همهٔ این مراتب برای پیامبر اکرم حقیقتاً ثابت است و احکام تکوینی هر مرتبه با مرتبهٔ دیگر تفاوت دارد.
🔹

WhatsAppTelegramایمیل#3519
۱۶

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: از درس شما چنین فهمیدم که پیامبر اکرم ﷺ خودِ وحی در همه مراتب آن است و قرآن حکیم نیز با تمکین و اذن الهی، ساخته و پرداخته نبوی است؛ پس پیامبر منشأ و مرجع ثقلین می‌باشد. آیا این برداشت من صحیح است؟

پاسخ:

۱. مهیمن بودن پیامبر ﷺ بر ثقلین، به معنای آن نیست که قرآن ساخته و انشای خود آن حضرت باشد؛ بلکه قرآن به نام جلاله (خداوند متعال) منسوب است.

۲. همان‌گونه که قرآن بر همه کتاب‌های آسمانی پیشین مهیمن است ـ چنان‌که در سوره مائده آمده ـ این هیمنه مستلزم آن نیست که انجیل، تورات، صحف ابراهیم و دیگر کتاب‌های آسمانی ساخته و الفاظ قرآن باشند.

۳. نیز همان‌گونه که روح امری بر فرشتگان مقرّب علیهم‌السلام مهیمن است، لازمه‌اش این نیست که وحی‌ای که جبرئیل علیه‌السلام نازل می‌کند، ساخته و پرداخته روح امری باشد.

۴. همچنین سید پیامبران ﷺ بر سایر انبیا علیهم‌السلام برتری و هیمنه دارد؛ اما این به معنای آن نیست که وحی نازل‌شده بر آنان، انشا و صنع پیامبر اکرم ﷺ باشد.

۵. آری، هیمنه و علم پیامبر ﷺ نسبت به آنچه بر آنان وحی می‌شود، و اینکه نور آن حضرت واسطه شفاعت برای فیض الهی به آنان است، مستلزم قطع اسناد وحی از خدای متعال نیست.

۶. همانند نسبت دادن مرگ که گاهی به خدای متعال نسبت داده می‌شود، گاهی به فرشته مرگ، و گاهی نیز به یاران فرشته مرگ از دیگر ملائکه.

۷. نیز همان‌گونه که آیه کریمه می‌فرماید:
«إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ» و
«إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِيلًا مَا تُؤْمِنُونَ»؛
نسبت دادن قرآن کریم به جبرئیل علیه‌السلام از این جهت است که او واسطه در نزول وحی می‌باشد.

WhatsAppTelegramایمیل#3584
۱۷

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: آیا برای پیامبر اکرم حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله رجعتی وجود دارد؟ اگر رجعتی هست، چگونه و چه زمانی خواهد بود؟ و اگر رجعتی نیست، چرا؟

پاسخ:

۱- برای سیدالأنبیاء حضرت محمد ﷺ رجعت و دولتی خواهد بود که در آن، ائمه دوازده‌گانه علیهم‌السلام وزیران او هستند، و این دولت، آخرین دولت از دولت‌های رجعت است.

۲- پیش از دولت پیامبر ﷺ، بزرگ‌ترین دولتِ رجعت، دولت امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام خواهد بود.

۳- دولت پیامبر ﷺ در پایان رجعت، رنگ و بوی عوالم قیامت را بیش از دولت‌های دیگر رجعت دارد؛ گویی حالتی برزخی میان عالم رجعت و عوالم قیامت است.

۴- از مجموعه‌ای از روایات مستفیض استفاده می‌شود که پیامبر ﷺ از زمان آغاز ظهور حضرت محمد بن الحسن المهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه، تنزلات و ظهورات متعددی دارند که ممکن است این تنزلات، نوعی رجعت خفی به شمار آیند؛ یعنی رجعت به معنای اعم.

۵- مقصود از رجعت به معنای اعم (نه اخص) چنین است:
• در رجعت به معنای اعم، مرگ اصطلاحی رخ نمی‌دهد؛ بلکه اهل‌بیت علیهم‌السلام با همان بدن‌های دنیوی خود ـ به جهت لطافت و ویژگی خاص آن اجسام ـ بازمی‌گردند، سپس به بدن برزخی خویش رجوع می‌کنند. این رجعت غالباً موقّت، محدود و پنهانی است.
• اما رجعت به معنای اخص، بازگشت آشکار از قبر با بدن دنیوی است و غالباً علنی خواهد بود، و پایان آن، مرگ دوباره آن بدن دنیوی است که برای معصومان علیهم‌السلام به صورت قتل یا شهادت به وسیله سم مقدر شده است.

۶- فلسفه تأخیر دولت پیامبر ﷺ و اینکه دولت ایشان آخرین دولت از دولت‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام است، همانند تأخر بعثت ایشان در میان پیامبران است؛ همان‌گونه که بعثت انبیای پیشین علیهم‌السلام مقدمه‌ای برای بعثت خاتم‌الانبیاء ﷺ بود، دولت‌های ائمه اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز زمینه‌ساز دولت عظیم و نهایی نبوی هستند.

۷- هرچند بعثت پیامبر ﷺ پس از سایر پیامبران بود، اما در عوالم پیشین، ایشان نخستین نبی از جهت انباء و حقیقت نوری بوده‌اند و بر سایر انبیاء علیهم‌السلام هیمنه داشته‌اند؛ بلکه حقیقت نوری و روحی ایشان واسطه وحی برای دیگر پیامبران بوده است.

۸- همچنین اگرچه دولت ظاهری پیامبر ﷺ پس از دولت‌های ائمه علیهم‌السلام خواهد بود، اما ایشان از پسِ پرده، مدیر و مهیمن بر دولت‌های آنان هستند، و ائمه علیهم‌السلام در تدبیر کلان از اراده و فرمان عالیه ایشان تبعیت می‌کنند؛ بنابراین دولت‌های آنان جلوه‌ها و نمونه‌هایی از دولت محمدی است.

WhatsAppTelegramایمیل#3596
۱۸

اعتقادی›عقاید›مقامات پیامبر (ص)

پرسش: کدام‌یک ثواب و فضیلت بیشتری دارد؛ زیارت امام حسین علیه‌السلام یا زیارت رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم؟ ⬇️

پاسخ:

۱- وارد شده است که فضیلت زیارت هر یک از چهارده معصوم علیهم‌السلام به اندازه برتری و مقام آنان است.

۲- و نیز وارد شده که در مناسبت‌های مهم، اهل‌بیت علیهم‌السلام و همه پیامبران نزد امام حسین علیه‌السلام گرد می‌آیند؛ بنابراین زائر آن حضرت، زائر همه اهل‌بیت علیهم‌السلام و همه پیامبران نیز خواهد بود.

۳- روشن است که کامل‌تر، جمع میان زیارت همه آنان علیهم‌السلام است.

۴- همچنین روشن است که زیارت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، شامل زیارت حضرت فاطمه علیهاالسلام و امامان بقیع علیهم‌السلام، افزون بر دیگر بنی‌هاشم از افراد دایره دومِ برگزیدگان الهی نیز می‌شود

WhatsAppTelegramایمیل#3660

ارسال استفتاء