جدیدترین استفتائاتآیا ازدواج موقت (متعه) با زن سنی مذهب جایز است، با علم به اینکه به او اطلاع داده می‌شود که این ازدواج موقت است و نه ازدواج متعه؟ و اگر این زن ۴۵ سال سن دارد و با برادرش زندگی می‌کند در حالی که پدرش در خانه دیگری زندگی می‌کند، و این زن خودش را اداره می‌کند، مسافرت می‌رود و خرید و فروش می‌کند بدون اطلاع پدرش، آیا دخول با او جایز است؟سلام علیکم در جلد ۵۶ بحارالانوار باب خلفا و وزراء المهدی ۴ تا روایت هست که بعد از امام زمان ۱۲ تا مهدی می‌آیند ، نظر آیت الله سند (دام ظله) درباب این روایات چیست؟در مناطقی از لبنان و سوریه و مصر بازی‌ای وجود دارد که اسم آن «تخته‌نرد» است، ولی تاس آن با تاس تخته‌نرد‌های معمولی که در روایات نیز تحریم شده‌است تفاوت دارد. هر‌چند تاس این تخته‌نرد شبیه به تاس تخته‌نرد‌های معمولی است، از تاس تخته‌نرد‌های معمولی خیلی کوچک‌تر است. بیش‌تر مردم برای سرگرمی، نه برای قمار، این بازی را انجام می‌دهند. اینک پرسش این است که آیا این بازی با شرحی که گذشت و برای سرگرمی، نه قمار، جایز است؟به مالی خمس تعلق گرفته‌است و هنوز خمس آن پرداخت نشده‌است. اینک آیا، قبل از این‌که خمس آن پرداخت شود، می‌توان در چهار‌پنجم آن تصرف کرد؟در زیارت جامعۀ کبیره وارد شده‌است: « مؤمن بإيابكم ، مصدق برجعتكم». یعنی به بازگشت شما ایمان دارم و به رجعت شما باور دارم. مقصود از «ایاب» و «رجعت» چیست و چه فرقی با هم دارند؟زنی عمل جراحی کرده‌است و پس از عمل، دائماً [از رحم] خون‌ریزی دارد. حکم او [برای نماز و…] چیست؟ آیا باید تیمم کند؟

شهادت ثالثه

تعداد پرسش‌ها: ۲۰

۱

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: آیا عالمی، علاوه بر پذیرش مشروعیت و رجحان و استحباب شهادت ثالثه (شهادت به ولایت حضرت امیر مؤمنان) در تشهد نماز، به واجب بودن آن نیز قائل شده‌است؟

پاسخ:

۱. ما در قبل و در جا‌های دیگر اشاره کرده‌ایم که مرحوم صاحب‌جواهر (قدس‌سره) در کتاب شریف جواهر‌الکلام، در بحث سلام نماز، معتقد شده‌است هر‌چه به‌عنوان مندوب و مستحب در تشهد ذکر می‌شود در‌واقع واجب تخییری است، یعنی مراد از «مندوب» در تشهد «وجوب تخییری» است و از باب اقل واجب یا اکثر مستحب نیست. صاحب‌جواهر (قدس‌سره) در بحث تشهد نماز، به استحباب شهادت سوم (شهادت به ولایت حضرت علی)، مانند جزئی مستحب، معتقد شده‌است و در‌نتیجه آن‌چه در بحث سلام نماز گفته‌است عدول از جزء مستحبی به واجب تخییری است.
۲. حضرت علامه سید محمد‌‌مهدی بحر‌العلوم (قدس‌سره) در منظومۀ فقهیه‌اش سخنی دارد که مفیدِ وجوبِ تعیینیِ رکنیِ اعتقادیِ فقهی است که صاحب‌جواهر (قدس‌سره) نیز به سخن بحر‌العلوم استشهاد کرده‌است.
سید محمد‌‌مهدی بحر‌العلوم (قدس‌سره) در منظومۀ فقهیه‌اش گفته‌است:

صل إذا ما اسم محمد بدا
عليه والآل فصل لتحمدا

وأكمل الشهادتين بالتي
قد أكمل الدين بها في الملة

وأنها مثل الصلاة خارجة
عن الخصوص بالعموم والجة

ترجمه:
هنگامی که اسم حضرت محمد می‌آید بر او و آل او درود و صلوات بفرست تا سپاس‌گزاری را به جا آورده باشی.
آری، کامل‌ترین شهادت شهادتی است که دین و ملت با آن کامل شود.
درود و صلوات بر محمد و آل محمد [که ملازم با شهادت سوم است] مانند نماز است، یعنی بر‌اساس ادله‌ی خاص، خارج از حقیقت تشهد و بر‌اساس ادله‌ی عام (عمومات) داخل در حقیقت و طبیعت تشهد است.
شرح سخن مرحوم بحر‌العلوم (قدس‌سره) در چند نکته ارائه می‌شود:
الف. مرحوم بحر‌العلوم، مانند جناب کاشف‌الغطا، از ادلۀ عام جزئیت شهادت سوم (شهادت بر ولایت حضرت علی) را استفاده کرده‌اند، یعنی دو بزرگوار، بر‌اساس دلایل، شهادت سوم را جزء تشهد می‌دانند.
ب. مرحوم بحر‌العلوم (قدس‌سره) شهادت سوم را جزء تشهد نماز می‌داند و بر آن برهان اقامه کرده‌است و معتقد است جزء تشهد بودنِ شهادت سوم به ضرورت دین و آیین اسلامی است.
ج. فتوای مرحوم بحر‌العلوم (قدس‌سره) این است که تشهد بدون شهادت سوم ناقص است.
د. صاحب‌جواهر (قدس‌سره) شعر علامه بحر‌العلوم (قدس‌سره) را نقل و برای مبنای مختار خودش، در مبحث اذان و اقامه، به آن استشهاد کرده‌است. مبنای صاحب‌جواهر (قدس‌سره) این است که بر‌اساس دلایل عام (عمومات)، شهادت سوم جزء شهادت‌ها‌ست.
هـ. سید محمد‌مهدی بحر‌العلوم تصریح کرده‌است که به‌مقتضای ادلۀ خاص، شهادت سوم خارج از اذان و اقامه است و جزء اذان و اقامه نیست، همان‌طوری که درود و صلوات بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) و اهل‌بیت ایشان (علیهم‌السلام) خارج از اذان و اقامه است.
و. هر‌چند از نظر بحر‌العلوم، بر‌اساس ادلۀ خاص، شهادت سوم جزء اذان و اقامه نیست و خارج از آن دو است، بر‌اساس ادلۀ عام جزء تشهد اذان و داخل در تشهد اذان است، یعنی شهادت سوم، بر‌اساس ادلۀ عام، جزء تشهد اذان‌اند.
ز. همان‌طوری که صلوات بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) و اهل‌بیت ایشان (علیهم‌السلام)، بر‌اساس ادلۀ خاص، داخل در ماهیت و طبیعت تشهد نیست و خارج از تشهد است، ولی بر‌اساس ادلۀ عام، داخل در تشهد و جزء تشهد است و این مطابق چیزی است که مورد‌قبول همۀ مذاهب اسلامی است. همۀ مذاهب اسلامی معتقد‌ند صلوات بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) و آل ایشان (علیهم‌السلام) داخل در تشهد و جزء تشهد است. هیچ مذهبی شهادتین را، بدون صلوات بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) و آل ایشان، کافی نمی‌داند.

ح. علامه بحر‌العلوم (قدس‌سره) دلیل و استدلالی دیگر، سابق بر همۀ استدلال‌ها، سامان داده‌است و آن این است که دین و آیین اسلامی با شهادت سوم کامل می‌شود و بر‌اساس این، در دین و آیین، نمی‌توان به شهادتین، بدون شهادت سوم، اکتفا کرد و این سخن به واجب بودن و روشن و بدیهی بودنِ ثبوتِ وجوب از نظر علمای مذهب حقه اشاره دارد، یعنی این سخن به این مشیر به این است که همۀ علمایِ مذهبِ حقۀ اثنی‌عشری شهادت سوم را واجب و ضروری می‌دانند. نه‌تنها علما و بزرگانِ مذهبِ حقه شهادت سوم را واجب و ضروری می‌دانند، بلکه همۀ اتباع و پیروان این مذهب نیز شهادت سوم را واجب و ضروری می‌دانند و معتقد‌ند تشهد، بدون شهادت سوم، کافی نیست، زیرا شهادت دادن کامل نمی‌شود مگر با شهادت سوم.ط. آن‌چه علامه بحر‌العلوم (قدس‌سره) گفته‌است برهانی بزرگ و قوی است بر این‌که در دین و ملت و آیین اسلامی، شهادت سوم داخل در حقیقت تشهد و واجب تعیینی است و این مطلب ضروری مذهب است.
ی. مرحوم بحر‌العلوم (قدس‌سره) شهادت سوم را داخل در حقیقت تشهد می‌داند و تعبیر او به «اِکمال تشهد» به این برداشت گواهی می‌دهد. ایشان (قدس‌سره) شهادت سوم را موجب اِکمال شهادتین می‌داند و «اکمال شهادتین» مطابق «اکمال دین» است که آن هم با شهادت سوم محقق می‌شود. پس مقتضای سخن ایشان (قدس‌سره) این است که تشهد بدون شهادت سوم ناقص است.
ک. مقتضای سخن ایشان (قدس‌سره) این است که ۱. دین و ملت با شهادت سوم کامل می‌شود و ۲. دلیل این سخن ضرورتی است که از ادله به‌دست می‌آید و ناظر به ماهیت و طبیعت تشهد و حقیقت شرعیه داشتن آن است، حقیقت شرعیه‌ای که در همۀ مواطن عبادی و اعتقادی و شعائر مذهبی واحد (یک حقیقت) است.
ل. شهادت سوم رکن دین است و دین با آن کامل می‌شود و لازمۀ چنین اقراری این است که ذات تشهد شهادت‌های سه‌گانه باشد. به سخن دیگر، لازمۀ آن‌چه گذشت این است که تشهد با صرف شهادتین محقق نشود و حقیقت و طبیعت تشهد صرف شهادتین نباشد، زیرا از سوی دیگر، کمال دین و قوام حقیقت آن با شهادت سوم است و این دو سخن با هم سازگار نیستند، یعنی یا باید بگوییم تشهد با صرف شهادتین محقق می‌شود و حقیقت و طبیعت تشهد صرف شهادتین است یا باید بگوییم کمال دین و قوام حقیقت آن با شهادت سوم است و اعتقاد به هر دو گزاره ممکن نیست، زیرا آن دو با هم نا‌سازگار و متناقض‌اند در حالی که گزارۀ «کمال دین و قوام حقیقت آن با شهادت سوم است و دین و آیین بدون ولایت و بدون شهادت به ولایت ناقص است» روشن و مورد‌قبول همۀ پیروان دین و مذهب حق است.

WhatsAppTelegramایمیل#2901
۲

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: از نظر شما، آیا گفتن شهادت ثالثه (شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی علیه‌السلام) واجب است یا مستحب مؤکد؟ وظیفۀ مقلدین شما در این باره چیست؟

پاسخ:

1. شهادت ثالثه (شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی ــ علیه‌السلام) در تشهد نماز، به‌لحاظ ذات و ماهیتش، واجب و به‌لحاظ افرادِ آن طبیعت و ماهیت، مستحب است و گفتن آن در اتیان عمل (در تشهد نماز) مطابق احتیاط است.
2. این مورد قابل‌مقایسه است با نماز واجب خوانده‌شده‌ای که دوباره با جماعت اعاده می‌شود. نمازی که یک‌بار اتیان شده‌است و دوباره با جماعت خوانده می‌شود، به‌لحاظ طبیعت و ماهیت صلاتی، واجب است و با نیت وجوب اعاده می‌شود، ولی به‌لحاظ فرد نماز، مستحب است.
3. شهادت ثالثه (شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی ــ علیه‌السلام) نیز به‌لحاظ طبیعت و ماهیتش واجب است، چون همۀ عبادات مشروط به ولایت و ولایت مشروط به شهادت ثالثه (شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی ــ علیه‌السلام) است.
سخن یاد‌شده تفسیر سخنِ مشهورِ فقها و علما است که فرموده‌اند گفتن شهادت ثالثه (شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی ــ علیه‌السلام) در اذان از احکام ایمان است. معنای این سخن این است که شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی (علیه‌السلام) در اذان واجب است، چون ایمان به ولایت واجب است و مطابق سخن مشهور، شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی (علیه‌السلام) از احکام ایمان است.
4. مطابق آن‌چه گذشت، شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی (علیه‌السلام) به‌لحاظ ماهیت و طبیعت آن، واجب است، ولی باید دانست که به‌لحاظ فرد واجب نیست و مستحب است، چون برای تحقق ایمان، یک‌بار گفتن آن کافی است. با اولین شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی (علیه‌السلام) ایمان محقق می‌شود و تکرار آن شهادت مستحب است.
5. شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی (علیه‌السلام)، در تشهد نماز مطابق احتیاط است، چون ادلۀ عام [در باب شهادت] و نیز ادلۀ خاص در باب تشهد نماز گویای این هستند که گفتن شهادتین در تشهد، خصوصاً تشهد نماز، کافی است و شهادت سوم (شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی ــ علیه‌السلام) واجب و ضروری نیست. از سوی دیگر، هم ادلۀ عام و هم ادلۀ خاص با قرائنی همراه هستند که مشیر و مشعر به تقیه‌اند. یعنی این ادلۀ خاص و عام از روی تقیه شهادتین را کافی دانسته و به آن اکتفا کرده‌اند. این ادله گویای حقیقت شرعیۀ واحدی هستند که همان تشهد ایمانی است. یعنی بر‌اساس ادله، شهادت دادن یک حقیقت بیش‌تر ندارد و آن هم شهادتی است که محقِّق ایمان و همراه با شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی (علیه‌السلام)، را هم داشته باشد. بر‌اساس آن‌چه گذشت، شهادت دادن حقیقتی دیگر ندارد تا مأخوذ در اسلام ظاهری باشد.
6. بنا‌بر‌این شهادت دادن در اذان و شهادت دادن در تشهد نماز یک حقیقت واحد است و با هم تفاوتی ندارند و آن شهادتی است که شهادت‌های سه‌گانه را داشته باشد. یعنی همراه با ایمان و شهادت به ولایت امیر مؤمنان، حضرت علی (علیه‌السلام)، باشد. البته باید دانست که نه‌تنها شهادت دادن در اذان با شهادت دادن در تشهد حقیقت واحد دارند، بلکه شهادت در همۀ ابواب فقهی و اعتقادی ــ ابوابی که شهادت دادن در آن‌ها اخذ شده و در آن‌ها شرط است ــ دارای یک حقیقت است و تفاوتی با هم ندارند.

WhatsAppTelegramایمیل#2921
۳

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: (شیخ طوسی (قدس‌سره): جزءِ واجب بودنِ شهادت ثالثه در اذان و اقامه و در تشهد نماز منافی ضروری دین نیست و بر‌اساس موازین فقهی و اجتهادی محتمل است) سؤال شیخ طوسی در کتاب النهایة، دربارۀ شهادت ثالثه (شهادت به ولایت حضرت علی علیه‌السلام) می‌گوید: «وأما ما روي في شواذ الأخبار من قول : ” أشهد أن عليا ولي الله وآل محمد خير البرية ” فمما لا يعمل عليه في الأذان والإقامة . فمن عمل بها كان مخطئا؛ آن‌چه در روایات شاذ وارد شده‌است مبنی بر این‌که عبارت “أشهد أن عليا ولي الله وآل محمد خير البرية” جزء اذان و اقامه‌اند، قابل‌اعتنا نیست و نباید بر‌اساس آن عمل کرد و هر کس مطابق آن عمل کند، خطا کرده‌است. (النهایة، ج 1، ص 69)» همو در کتاب مبسوط می‌گوید: «فأما قول : أشهد أن عليا أمير المؤمنين وآل محمد خير البرية على ما ورد في شواذ الأخبار فليس بمعمول عليه في الأذان ولو فعله الإنسان لم يأثم به غير أنه ليس من فضيلة الأذان ولا كمال فصوله؛ در برخی روایات شاذ، به گفتنِ “أشهد أن عليا أمير المؤمنين وآل محمد خير البرية” در اذان ترغیب شده‌است، ولی این روایات قابل‌اعتنا نیستند و بر‌اساس آن‌ها عمل نمی‌شود. البته اگر کسی به آن‌ها عمل کند، گناه نکرده‌است، ولی باید بداند که گفتنِ “أشهد أن عليا أمير المؤمنين وآل محمد خير البرية” فضیلتی در اذان نیست و کمالی برای اذان محسوب نمی‌شود. (المبسوط، ج 1، ص 99)» سخن شیخ طوسی را علامه حلی در تذکره، ج 3، ص 45 و نیز در منتهی‌المطلب، ج 4، ص 381 و نیز شهید اول در کتاب البیان، ص 73 و نیز در الذکری، ص 202 و نیز در دروس، درس 36، ج 1، ص 165 تقریر کرده‌اند. شهید اول در دروس می‌گوید: «أما الشهادة لعلي عليه السلام بالولاية وأن محمدا وآله خير البرية فهما من أحكام الإيمان لا من ألفاظ الأذان ، وقطع في النهاية بتخطئة قائله ، ونسبه ابن بابويه إلى وضع المفوضة ، وفي المبسوط : لا يأثم به؛ شهادت دادن به ولایت حضرت علی و شهادت به بهترین مردمان عالم بودنِ رسول‌الله و اهل‌بیت ایشان از احکام و لوازم ایمان است، نه از الفاظ اذان. شیخ طوسی در نهایه این سخن را قاطعانه می‌پذیرد و قول به جواز را رد و تخطئه می‌کند، ولی در کتاب مبسوط این قول را رد می‌کند، ولی عمل به آن را خطا و عامل به آن را گناه‌کار نمی‌داند. ابن‌باویه این روایات را از مجعولات غالیان می‌داند.» سخن شیخ طوسی را بسیاری از اعلام و بزرگان تقریر کرده‌اند، در حالی که کلام ایشان در نهایه با کلامشان در مبسوط ناسازگار است.

پاسخ:

1. مراد شیخ طوسی (قدس‌سره) این است که دیدگاه‌ها و اقوال علما در این مسئله مختلف و متعدد است. ممکن است عالمی به طایفۀ دیگری از روایاتِ باب اذان عمل کند و شهادت ثالثه را در اذان جایز بداند. چنین نظری با موازین فقهی و اجتهادی سازگار است و مخالف ضروری دین نیست. در‌نتیجه در صورت عمل به این نظر [از روی اجتهاد یا تقلید]، شخص عمل‌کننده گناه‌کار نیست.
2. شیخ طوسی (قدس‌سره) در صفحۀ شصت و نُهِ نهایه می‌گوید: «ومن روى اثنين وأربعين فصلا فإنه يجعل في آخر الأذان التكبير أربع مرات وفي أول الإقامة أربع مرات وفي آخرها أيضا مثل ذلك أربع مرات ويقول: “لا إله إلا الله” مرتين في آخر الإقامة . فإن عمل عامل على إحدى هذه الروايات لم يكن مأثوما؛ کسی که فصول اذان را چهل و دو فصل می‌داند تکبیر‌های آخر اذان را چهار تکبیر و نیز تکبیر‌های ابتدای اقامه را چهار تکبیر و نیز تکبیر‌های آخر اقامه را چهار تکبیر و نیز “لا إله إلا اللهِ” آخرِ اقامه را دو بار می‌داند. اگر کسی به هر‌یک از این روایات عمل کند، گناه نکرده‌است.»
3. این عبارت صراحت دارد و این را بیان می‌کند که از نظر شیخ طوسی (قدس‌سره)، دیدگاه‌ها و اقوال در این زمینه مختلف و متعدد است و عمل به هر‌یک از روایات صحیح و بر موازین فقه و اجتهاد است. نه‌تنها عمل به هر‌یک از روایات منافی ضروری دین نیست، بلکه شخص با عمل کردن به هر‌یک از آن‌ها، از فضای فقه و اجتهاد خارج نمی‌شود.
4. ظهورِ جدیِ روایاتی که در متن یاد‌شده مورد‌اشارۀ شیخ طوسی (قدس‌سره) قرار گرفته این است که شهادت ثالثه جزء واجب اذان و اقامه است، یعنی مفاد روایات وارد‌شده دربارۀ شهادت ثالثه در اذان این است که شهادت ثالثه از فصول اذان و اقامه و از اجزای واجب اذان و اقامه است. این سخن دربارۀ شهادتین و فصول شهادتین نیز صادق است [یعنی شهادت ثالثه از فصول شهادتین است به‌طوری که شهادتین در‌واقع شهادات ثلاث است، نه شهادیتن صرف].
5. شیخ طوسی (قدس‌سره) فرمود: «عمل به روایات شهادت ثالثه جایز است.» مراد او از «عمل به روایات» فعل مجتهد است، نه فعل شخص عامی، یعنی مراد از «عمل به روایات» همان استنباط از آن روایات است که شأن فقیه و مجتهد است. به سخن دیگر، مراد شیخ طوسی (قدس‌سره) از «عمل به روایات» استنباط حکم بر‌اساس آن روایات است، نه عمل خارجی و گفتن و ادا کردن شهادت ثالثه در اذان و اقامه.

شیخ طوسی (قدس‌سره) می‌‌گوید عمل بر‌اساس این روایات، یعنی استنباط مطابق این روایات، از موازین فقهی و اجتهادی خارج نیست و مجتهدی که بر‌داشتی مطابق آن روایات دارد گناه نکرده‌است، هر‌چند شیخ طوسی (قدس‌سره) چنین بر‌داشتی را خطا و نا‌درست می‌داند. آری، امامیه به تخطئه قائل است. ممکن است مجتهدی در برداشت از آیات و روایات خطا کند.
6. شیخ طوسی (قدس‌سره) روایات یاد‌شدۀ باب اذان و اقامه را «شاذ» می‌داند: «على ما ورد في شواذ الأخبار؛ (المبسوط، ج ١، ص ٩٩)» و «شاذ» اصطلاحی در دانش مربوط به کتب روایی است. ما با اقامۀ دلایلی در جلد اول کتاب الشهادة‌الثالثة گفته‌ایم که مراد از «شاذ» حدیثی است که به‌لحاظ طریق و سند معتبر است، ولی به مضمون آن عمل نشده‌است، یعنی روایت شاذ به‌لحاظ سندی روایتی معتبر است، ولی مضمون آن مورد‌اِعراض اصحاب قرار گرفته‌است و اصحاب مطابق آن روایات عمل نکرده‌اند. اینک بر‌اساس آن‌چه گذشت، باید گفت «شاذ» خوانده شدن این روایات از سوی شیخ طوسی (قدس‌سره) به این معنی است که طریق و سند این روایات از نظر ایشان معتبر است، یعنی «شاذ» دانستن این روایات شهادتی است بر این‌که این روایات سند معتبر دارند و چون طایفه‌ای از روایات هستند، خبر واحد نخواهند بود.
7. شیخ طوسی (قدس‌سره) فرمود این روایات مورد‌اعراض اصحاب قرار گرفته‌است [استظهار از لفظ «شاذ»]. باید دانست که مراد ایشان اِعراض به‌صورت تسالم و اجماع نیست. چنین نیست که از نظر ایشان، همۀ اصحاب از این روایات اِراض کرده باشند، زیرا در صورت اِعراض متسالم و مورد‌اجماع، عمل به آن روایات و استنباط از آن‌ها مخالف موازین فقهی و قواعد اجتهادی خواهد بود در حالی که شیخ (قدس‌سره) تصریح می‌کند عمل به آن روایات و استنباط از آن‌ها مخالف موازین فقهی و قواعد اجتهادی نیست و شخص عامل و مستنبط گناه نکرده‌است. تنها چیزی که شیخ در این باره می‌گوید این است که نظر عامل به این روایات خطا‌ست.
سخن عالمانۀ شیخ (قدس‌سره) بیان‌گر این است که اِعراض از روایات شهادت ثالثه در باب اذان و اقامه، موضعی اجتهادی و مبتنی بر برداشتی فقهی بوده‌است و هیچ‌گاه امری قطعی و حتمی و ضروری و مورد‌اجماع تلقی نمی‌شود. و این سخنی مهم در ارزیابی آن روایات است.
8. سخن شیخ طوسی (قدس‌سره) گویای اهمیت و ارزش این روایات به‌لحاظ علمی و اعتبار سندی است. بسیاری دیگر از اجلا متعرض سخن شیخ طوسی (قدس‌سره) شده و سخن ایشان را تقریر و تبیین کرده‌اند و اعتراضی به سخن ایشان نکرده و سخن ایشان را مورد‌نقد قرار نداده‌اند. این به این معنی است این اجلا و بزرگان نیز ارزش علمی و اعتبار سندی این روایات را پذیرفته‌اند.
علمای بزرگی، مانند علامه حلی (قدس‌سره) و شهید اول (قدس‌سره)، سخن شیخ طوسی را تقریر کرده‌اند و جزء اذان و اقامه بودن را نقد نکرده و نگفته‌اند این سخن بدعت در دین یا مخالف ضرورت دینی یا مخالف اجماع است.
9. در کتاب علل، فضل‌بن شاذان روایتی معتبر را از حضرت امام رضا (علیه‌السلام‌) نقل کرده‌است که شهادت‌های در اذان و اقامه همان تشهد نماز است، یعنی تشهد در اذان و اقامه ذاتاً و ماهیتاً با تشهد نماز تفاوتی ندارد. این روایت معتبر است و شیخ و غیر او این روایت یا مفاد آن را رد نکرده و به آن “شاذ” نگفته و آن را “مخالف اجماع” یا “مخالف ضرورت” نخوانده‌اند.
این بزرگان مفاد روایت را مورد‌نقد قرار نداده‌اند و البته مفاد روایت معقول است و قابل‌نقد نیست، زیرا وقتی عنوانی حقیقت شرعیه داشته باشد، این عنوان در هر موطن و موضعی حقیقت واحد و طبیعت فارد خواهد بود. ممکن نیست حقیقتی در موضعی با همان حقیقت در دیگر موضع متفاوت باشد. از‌این‌رو تشهد حقیقت شرعیه‌ای است که در هر موطن و موضع، حقیقت واحد و ماهیت فارد دارد و در اذان و اقامه با نماز تفاوتی نمی‌کند. اگر به این سخن، این مقدمه افزوده شود که بنا‌بر روایات، شهادت ثالثه جزء واجب تشهد نماز است، می‌توان نتیجه گرفت که شهادت ثالثه جزء واجب اذان و اقامه است. به سخن دیگر، 1. تشهد اذان و اقامه با تشهد نماز یک حقیقت و ماهیت است و با هم تفاوتی ندارند. 2. شهادت ثالثه جزء واجب تشهد نماز است، پس جزء واجب اذان و اقامه نیز خواهد بود.
10. حاصل آن‌چه گذشت این است که مقتضای روایت یاد‌شده و مقتضای سخن شیخ طوسی (قدس‌سره) که اعلام و اجلای اصحاب، مانند علامه حلی (قدس‌سره) و شهید اول (قدس‌سره)، نیز آن را تقریر کرده و بر آن صحه گذاشته‌اند این است که جزئیت شهادت ثالثه برای اذان و اقامه و نیز جزئیت آن در تشهد نماز مخالف ضرورت دینی یا اجماع نیست و جزء اذان و اقامه دانستن آن یا جزء تشهد نماز دانستن آن بر‌اساس موازین فقهی و قواعد اجتهادی است.

WhatsAppTelegramایمیل#2935
۴

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: برخی مقلدین شما در‌بارۀ شهادت ثالثه سؤالی دارند. شما بنا‌بر احتیاط واجب، گفتنِ شهادتِ ثالثه در تشهد نماز فرادا را واجب می‌دانید. اگر کسی از فتوای شما در این رابطه آگاه باشد و شهادت ثالثه را در تشهدِ نمازِ فرادا نگوید، آیا نمازش باطل است و باید آن را اعاده کند؟

پاسخ:

1. ما در‌بارۀ شهادت ثالثه در تشهد نماز احتیاط نکرده‌ایم و فتوای به وجوب داده‌ایم. از نظر ما، گفتن شهادت ثالثه در تشهد نماز واجب است و این فتوا مطابق نظر هفت تن از فقهای بزرگ و استوانه‌های فقه و فقاهت از متقدمین و متأخرین است.
2. از نظر ما، گفتن شهادت ثالثه در تشهد نماز واجب است و غایت چیزی که در این باره می‌توان گفت این است که از نظر ما، وجوب وجوه مختلفی دارد.
3. البته بسیاری از علمای امامیه برخی وجوه وجوب را مطرح کرده و به آن وجوه ملتزم شده‌اند.
4. نه‌تنها بیش‌تر علمای امامیه، بلکه همۀ مسلمین، شیعه و سنی، به برخی وجوه وجوب ملتزم شده‌اند.
5. هر‌چند همۀ افراد به این وجوه آگاهی تفصیلی ندارند و از جزئیات و تفصیلات آن غافل‌اند.
6. علاوه بر وجوه مختلف وجوب، چگونگی گفتن شهادت ثالثه در تشهد نیز مختلف و متنوع است و می‌توان آن را با عبارت‌های مختلف ادا کرد. برای مثال، در‌صورت سختی و مشقت زیاد یا در حال تقیه، می‌توان شهادت ثالثه را آهسته گفت یا به سلام و صلوت بر محمد و آل‌محمد (علیه‌و‌علیهم‌السلام) اکتفا کرد.
7. کفایت صلوات بر محمد و آل‌محمد برای شهادت ثالثه از این رو است که صلوات بر آن ذوات قدسی (علیهم‌السلام) با عقائد حقۀ دینی مرتبط است و معنا و مفهوم آن چیزی نیست جز اقرار و پذیرش برگزیدگی و والایی و بالایی محمد و آل‌محمد (علیه‌و‌علیهم‌السلام).(شهادت ثالثه در تشهد نماز)

WhatsAppTelegramایمیل#3179
۵

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: شخصی شهادت ثالثه را در تشهد نماز نگفته‌است. حکم صور زیر چیست؟: بعد از نماز و بعد از این‌که فعلی منافی با نماز انجام داده یا قول منافی با نماز را گفته‌است، یادش می‌آید که شهادت ثالثه را در تشهد نگفته‌است؛ بعد از نماز تعقیبات را خوانده‌است و بعد از خواندن تعقیبات یا در اثنای آن، یادش می‌آید که شهادت ثالثه را در تشهد نگفته‌است؛ بلا‌فاصله بعد از اتمام نماز (بعد از سلام آخر)، یادش می‌آید که شهادت ثالثه را در تشهد نگفته‌است؛ بعد از تشهد و قبل از شروع سلام‌ها (یعنی بلا‌فاصله بعد از صلوات بعد از تشهد)، یادش می‌آید که شهادت ثالثه را در تشهد نگفته‌است.

پاسخ:

1. فتوای شیخ طوسی (رحمه‌الله) در الخلاف و طبرسی (رحمه‌الله) در المؤتلف و کیدری در الاصباح این است که سلام و صلوات فرستادن بر پیامبر و اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیه‌و‌علیهم‌السلام) در تشهد رکن نماز است و از عبارات علامه حلی (رحمه‌الله) تقریرِ فتوایِ علامه به دست می‌آید.
2. هر‌چند سلام و صلوات بر بر پیامبر و اهل‌بیت عصمت و طهارت (علیه‌و‌علیهم‌السلام) قالب و صیغۀ تشهد را ندارد، در‌واقع متضمن شهادت ثالثه است و شهادت ثالثه محسوب می‌شود. در این باره روایات مختلفی وارد شده‌است.
3. اخبار و روایاتی گویای این است که ماهیت و قوام تشهد به شهادت ثالثه است و مراد از تشهدی که در نماز باید گفته شود، شهادت‌های سه‌گانه (شهادت به وحدانیت خداوند تبارک و تعالی و شهادت به نبوت رسول‌الله و شهادت به ولایت حضرت امیر‌المؤمنین) است. لازمۀ این سخن این است که اگر شخص عمداً در تشهد نماز شهادت ثالثه را ترک کند، باید قضا کند و اگر سهواً ترک کند، بنا‌بر احوط باید قضا کند. البته در برخی موارد، مانند تقیه، ترکِ شهادتِ ثالثه اشکالی ندارد و لازم نیست قضا شود، مشروط بر این‌که از صلوات بر رسول‌الله و اهل‌بیت (علیه‌و‌علیهم‌السلام) شهادت‌های سه‌گانه را قصد کند.
4. اگر شخص شهادتین را بگوید و بر رسول‌الله و اهل‌بیت ایشان (علیه‌و‌علیهم‌السلام) صلوات بفرستد، ولی شهادت ثالثه را فراموش کند و قبل از اتمام نماز، در حین گفتن صلوات یا بعد از آن، یادش بیاید، باید شهادت ثالثه را بگوید.

WhatsAppTelegramایمیل#3278
۶

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: نظر مرجع عالیقدر، شیخ سند (أیده الله وحفظه) درباره شهادت سوم چیست؟ آیا واجب است، حتی یک بار، یا در هر باری که شخص در دین شهادت می‌دهد باید آن را بگوید؟ لطفاً توضیح دهید.

پاسخ:

1- شهادت سوم در هر تشهدی که در نماز گفته می‌شود، واجب است، همان‌طور که شهادت دوم در هر تشهد واجب است.
2- همین حکم در تشهد اذان و اقامه نیز جاری است.
3- شیخ در «المبسوط»، علامه در «المنتهى» و شهید در «البيان» و «الذكرى» اشاره کرده‌اند که این دیدگاه، یکی از اقوال امامیه در این مسئله است. همچنین گروهی از علمای متأخر نیز به این نظر گرایش داشته‌اند.
4- پیش‌تر اشاره کرده بودیم که وجوب شهادت سوم، حتی اگر فقط یک بار باشد، بر اساس برخی از دلایل مطرح شده است، نه بر اساس سایر دلایلی که دلالت بر این دارند که تشهد در دین باید با مجموع سه شهادت محقق شود.

WhatsAppTelegramایمیل#3343
۷

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: حکم کسی که در تشهد اول یا دوم، بدون قصد، شهادت سوم را فراموش کند، در حالی که زبان او به تشهد معمول عادت کرده است، چیست؟ آیا نماز او صحیح است؟

پاسخ:

حکم او مانند کسی است که دو شهادت را فراموش کرده باشد. پس اگر هنوز در همان محل تشهد باشد، باید آن را قضا کند، وگرنه پس از نماز، تشهد را قضا کرده و دو سجده سهو به جا آورد. همچنین، می‌تواند به جای قضای تشهد، تنها به انجام دو سجده سهو اکتفا کند.

WhatsAppTelegramایمیل#3351
۸

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: آیا ممکن است که دلیل عام، حاکم بر دلیل خاص باشد، مانند عموم فوقانی در مقام شهادت سوم؟

پاسخ:

بله، یک دلیل عام حاکم وجود دارد، مانند آیات غدیر و غیره.

این آیات در صدد بیان حقیقت شرعی ماهیت تشهد هستند.

بنابراین، این دلیل بر تمامی دلایل موجود در این ابواب حاکم است.

WhatsAppTelegramایمیل#3354
۹

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: آیا گفتن شهادت سوم با این عبارت جایز است: «أشهد أن علياً و فاطمةَ الزهراء و أبناءهما المعصومين حُجَجُ الله» در تشهّد میانی و پایانی نماز؟

پاسخ:

۱. تمامی صیغه‌های واردشده در روایات زیارات، دعاها و سایر ابواب جایز است.
۲. همچنین می‌توان میان آن‌ها تلفیق کرد.
۳. بلکه هر عبارتی که همان معنا و مقصود را برساند جایز است، چنان‌که در دو شهادت دیگر نیز چنین است؛ البته باید همراه با لفظ «أشهد» باشد.

WhatsAppTelegramایمیل#3491
۱۰

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: اگر شهادت ثالثه از زمان اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده، پس چرا خود ائمه علیهم‌السلام در نمازهایشان آن را نمی‌گفتند؟ و اگر می‌گفتند، دلیل روشن آن چیست؟

پاسخ:

۱. چگونه می‌توان گفت ائمه علیهم‌السلام آن را نمی‌گفتند، در حالی که امام باقر و امام صادق علیهماالسلام در دو روایت صحیح حلبی دستور به گفتن نام ائمه در نماز داده‌اند؟

۲. چگونه ممکن است ائمه علیهم‌السلام در نماز شهادت ثالثه را نگویند، در حالی که قرآن – طبق بيان علما دلالت دارد بالضرورة در آيات اكمال الدين – در کنار شهادتین، ولایت را نیز لازم دانسته است؟
آیا ائمه علیهم‌السلام می‌توانند برخلاف دستور قرآن عمل کنند؟

۳. چگونه یک صحابیِ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله شهادت ثالثه را در نماز می‌گفته باشد، ولی ائمه علیهم‌السلام آن را نگویند؟

۴. کتاب تکلیف شلمغانی و کتاب شرایع ابن بابویه متضمن يك روايتي که به دستور خود ائمه علیهم‌السلام به گفتن شهادت ثالثه در تشهد نماز تصریح دارند؛
پس چگونه ممکن است خود ائمه علیهم‌السلام آن را نیاورده باشند؟

۵. در روایت صحیح فضل بن شاذان از امام رضا علیه‌السلام آمده است که:
تشهد اذان همان تشهد داخل نماز است.

اگر چنین باشد، با توجه به اینکه شیخ صدوق در «من لا یحضره الفقیه» سه طايفه از روايات شهادت ثالثه در اذان آورده و شیخ طوسی نیز در «مبسوط» و «تهذیب» به آن اشاره کرده،
پس چگونه می‌توان گفت امام رضا علیه‌السلام و سایر ائمه علیهم‌السلام در تشهد نماز شهادت ثالثه را نمی‌گفته‌اند؟

WhatsAppTelegramایمیل#3529
۱۱

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: شما می‌فرمایید شهادت ثالثه واجب است؛ این وجوب از چه زمانی ثابت شده؟ آیا از زمان معصومین علیهم‌السلام مطرح بوده یا خیر؟

پاسخ:

۱. بنا بر فرمایش علامه بحرالعلوم در ارجوزه فقهیِ ایشان، در بحث شهادت ثالثه در تشهد و اذان، از زمان نزول آیات غدیر در سوره مائده، ایشان ادعای ضرورت و وجوب جزئیت شهادت ثالثه در هر تشهد – چه تشهد اذان و چه تشهد نماز – نموده‌اند.

۲. سید مرتضی، شاگرد شیخ مفید و استاد شیخ طوسی، در یکی از پاسخ‌های استفتائات خود در کتاب رسائل تصریح می‌کند که:
از زمان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، هنگامی که صلوات فرستادن در تشهد نماز به ضرورة مذاهب اسلامی تشریع شد، شهادت ثالثه نیز در تشهد نماز واجب شده است.

۳. در عده از کتاب‌های علمِ تراجمِ صحابه که اهل‌سنت نوشته‌اند، در شرح حال صحابی‌ای به نام کُدَیر ضَبّی نقل کرده‌اند که او در تشهد نماز شهادت ثالثه را نیز می‌گفته است.

۴. در کتابِ حَلَبی – که مؤلف آن از شاگردان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است – دو روایت صحیح از امامین ذکر شده که در آن‌ها امام علیه‌السلام دستور به گفتن نام ائمه در نماز فرموده‌اند.

۵. در کتاب تکلیف شَلمَغانی – که رساله عملیه دوران غیبت بوده غالب شیعیان زمانش از آن تقلید می‌کرده‌اند – شهادت ثالثه را جزء تشهد نماز نوشته است.

۶. همچنین در رساله‌ی عملیه علی بن بابویه (پدر شیخ صدوق) با عنوان شرائع، چنین حکمی آمده است.

۷. کتاب حلبی از زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام مورد عمل شیعیان بوده و این سیره تا زمان سید مرتضی ادامه یافت. سید نیز در رسائل خود اجازه استمرار عمل به این کتاب را صادر کرد.
دو رساله‌ی دیگر (تکلیف شلمغانی و شرائع ابن بابویه) نیز در دوران غیبت صغری – اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم – مورد عمل عموم شیعیان بوده و این عمل تا زمان سید مرتضی ادامه داشته و توسط ایشان اجازه استمرار عمل به اين دو كتاب داده است.

۸. در کتاب مراسم سلار دیلمی نیز – که رساله عملیه و متعلق به شاگرد مفید و سید مرتضی است – همین حکم آمده و او از مراجع تقلید زمان خود بوده است.

۹. آیت‌الله خوئی در شرح عروه در بحث اذان می‌فرماید:
مطلوبیت شهادت ثالثه همراه شهادتین، از ضروریات آیات ولایت غدیر است.

۱۰. در دولت شیعی آل‌بویه (ایران، بغداد، موصل) و دولت حمدانیان (موصل تا حلب سوریه)، از نیمه قرن چهارم تا پایان قرن پنجم، تشهد نماز و اذان با شهادت ثالثه به‌صورت علنی در مساجد انجام می‌شده است.

۱۱. هم‌زمان با این دو دولت، در دولت فاطمیان (مصر) نیز – با آنکه اسماعیلی بودند – شهادت ثالثه در اذان و تشهد نماز گفته می‌شده است.

۱۲. دولت آل‌بویه در فتاوا زیر نظر مرحوم صدوق عمل می‌کرد. همچنین در بغداد، مرحوم شیخ مفید و استادش ابن‌قولویه – که هر دو مرجع اعلى شیعه بودند – و سپس سید مرتضی و بعد از آن شیخ طوسی، همگی بر این روش بودند.

۱۳. شیعیان بغداد در برابر نواصب برای حفظ شهادت ثالثه سال‌ها مقاومت کردند. بسیاری از مورخان اهل‌سنت نوشته‌اند که این درگیری‌ها حدود ۲۵۰ سال ادامه داشته و شیعیان در راه آن جان و مال فراوان فدا کردند.

۱۴. شدت فتنه‌ها به حدی بود که شیخ مفید دو یا سه بار از بغداد تبعید شد، و نیز سید مرتضی با وجود آنکه مرجع اعلى شیعه بود، هرگز از شهادت ثالثه عقب‌نشینی نکردند.
پس از آن‌ها نیز شیخ طوسی در مرجعیت خود عقب ننشست، تا آنکه در سال ۴۴۴ هجری دشمنان ناصبی، حرم امام کاظم و امام جواد علیهماالسلام را آتش زدند و تخریب کردند، اما باز هم شیخ طوسی از این امر کوتاه نیامد.

WhatsAppTelegramایمیل#3530
۱۲

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: آیا راهی برای گفتن شهادت ثالثه وجود دارد برای کسی که به یکی از اعلامی رجوع می‌کند که در ذکر شهادت ثالثه در تشهّد نماز احتیاط می‌نماید، یا از جهت این‌که آن را کلام آدمی می‌داند در آن اشکال می‌کند؟

پاسخ:

۱. امّا در فرض احتیاطِ مرجعی که به او رجوع شده، این احتیاط فتوا نیست، بلکه توقف از فتواست، و در این صورت امکان رجوع به مرجع دیگر با رعایت اعلم فالأعلم وجود دارد.

۲. احتیاط، فتوا به بطلان نماز نیست، بلکه توقف از فتواست؛ بنابراین مقلّد یا باید احتیاط کند یا با رعایت اعلم فالأعلم از مرجع دیگری تقلید نماید. این‌که احتیاط به معنای فتوا به بطلان نماز باشد، پنداری نادرست و بعید است.

۳. امّا راه علاجِ اشکال نسبت به شهادت ثالثه از جهت «کلام آدمی» ـ به ادعای احتمال انطباق آن بر شهادت ثالثه در تشهّد نماز یا استظهارِ کلام آدمی بودن آن ـ همان است که در پاسخ به استفتائات متعدّد بیان کرده‌ایم؛ و آن، آوردنِ سه شهادت به صورت خطاب با خدای متعال، پس از آوردنِ دو شهادت به صیغه متعارف است.
و این صیغه چنین است:

«أشهدُ أنّک أنتَ اللهُ لا إلهَ إلّا أنتَ وحدک لا شریکَ لک، وأنّ محمّداً عبدُک ورسولُک، وأنّ الأئمّةَ من أهلِ بیتِه أولیاؤک وأنصارُک وحُجَجُک على خلقِک وخلفاؤک فی عبادِک وأعلامُک فی بلادِک وحَفَظَةُ سرِّک وتَراجِمَةُ وحیِک، اللهمّ صلِّ على محمّدٍ وآلِ محمّد».

WhatsAppTelegramایمیل#3581
۱۳

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: تردید برخی از اعلام متأخر این عصر در آوردن شهادتِ ثالثه در تشهد نماز، ناشی از احتمالِ «کلامِ آدَمی» بودن آن است؛ بدین معنا که آن را داخل در ذکر و مناجات با خداوند متعال نمی‌دانند. ضابطه و معیار «کلامِ آدَمی» چیست؟

پاسخ:

۱. سخن، بسته به قصدِ گوینده، یا «کلامِ آدَمی» است یا «ذکر و نجوا با خداوند متعال». اگر متشهد در آوردن شهادتِ ثالثه ـ همانند دو شهادت دیگر ـ قصدِ خطاب و تکلم با خداوند را داشته باشد، این گفتار ذکرِ خدا و نجوا با اوست و کلامِ آدَمی به شمار نمی‌آید.

۲. کلامِ آدَمی آن است که خطاب به غیرِ خدا باشد؛ اما اگر کسی در تشهد، با الفاظی که بر زبان می‌آورد، قصدِ خطاب به خداوند متعال را داشته باشد ـ مانند آنچه در زیارت پیامبر اکرم ﷺ وارد شده و شیخ مفید در المزار و سید ابن‌طاووس در الإقبال و مصباح الزائر و شهید در المزار نقل کرده‌اند ـ از قبیل این عبارت:
«گواهی می‌دهم که تو خدایی؛ معبودی جز تو نیست، یکتایی و شریکی نداری؛ و گواهی می‌دهم که محمد بنده و فرستاده توست؛ و این‌که امامان از اهل‌بیت او، اولیاء و یاران و حجت‌های تو بر بندگانت و جانشینان تو در میان عبادت‌کنندگانت و نشانه‌های تو در سرزمین‌هایت و خزانه‌داران علمت و نگهبانان رازت و ترجمانان وحی تو هستند. خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست.»

۳. پس معیار، قصدِ متکلم و نیت او در توجه و خطاب به خداوند در تشهد و شهادت‌های سه‌گانه است؛ چه با ضمیرِ خطابِ «کاف» به سوی خداوند تصریح شود، و چه با صیغه رایجِ دیگرِ شهادت‌های سه‌گانه تلفظ گردد؛ مانند صیغه تشهدی که در آغاز زیارت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در روز بیست‌وهفتم رجب وارد شده و شیخ مفید در المزار و سید ابن‌طاووس و شهید اول در المزار آن را روایت کرده‌اند:
«گواهی می‌دهم که معبودی جز خدای یگانه نیست که شریکی ندارد؛ و گواهی می‌دهم که محمد بنده و فرستاده اوست؛ و این‌که علی بن ابی‌طالب، امیر مؤمنان، بنده خدا و برادر پیامبر اوست؛ و این‌که امامان پاک از فرزندان او، حجت‌های خدا بر خلق او هستند.»

۴. افزون بر این، خطاب به پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام از دایره کلامِ آدَمی خارج است؛ همان‌گونه که سلام دادن بر پیامبر ﷺ و بر امامان علیهم‌السلام چنین است، و این سلام و خطاب، نه‌تنها نماز را باطل نمی‌کند، بلکه در اثنای نماز واقع می‌شود؛ و کلماتِ علما بر این امر اتفاق دارد.

۵. از جمله قرائنِ استثنا بودن خطاب به پیامبر ﷺ و اهل‌بیت علیهم‌السلام از کلامِ آدَمی آن است که صلواتِ واجب بر پیامبر و آل در تشهد نماز ـ چه تشهد اول و چه تشهد آخر ـ تحیتی برای پیامبر و اهل‌بیت است، همانند تحیت در ماهیتِ سلام بر پیامبر و اهل‌بیت. جمهور اهل‌سنت، سلام دادن بر پیامبر ﷺ را در ابتدای تشهد اول، افزون بر تشهد آخر، مستحب دانسته‌اند و روایات ما این نظر را انکار نکرده، بلکه آن را تثبیت نموده‌اند و انکار را منحصر به صیغه «السلامُ علینا و علی عبادِ اللهِ الصالحین» کرده‌اند.

۶. علاوه بر همه این‌ها، نصوص خاص و ادله عام بر مشروعیتِ شهادتِ ثالثه در تشهد نماز وجود دارد که در سه جلد کتاب الشهادة الثالثة به تفصیل بررسی و ارائه شده است.

WhatsAppTelegramایمیل#3582
۱۴

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: اگر فرض کنیم که هیچ روایت خاصی درباره شهادت سوم وجود نداشته باشد و سیره یا دلیل لفظی نیز در کار نباشد… آیا «مذاق شرعی» برای ما کافی است؟ با توجه به این‌که در همه ادله‌ای که درباره وظایف انسان در دنیا، آخرت، قبر و بهشت مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم شهادت سوم همواره در کنار دو شهادت دیگر آمده و با آن‌ها درهم‌آمیخته است؛ و اگر تنها به دو شهادت اکتفا کنیم و شهادت سوم را نیاوریم، گویی نوعی ناسازگاری با مذاق و روح شریعت پیش می‌آید؟

پاسخ:

1. قواعد عام و اولیه، چه در عنوان «تشهد» و چه در باب نماز، اقتضای مشروعیت شهادت سوم را دارند؛ بلکه برخی از این قواعد اقتضای وجوب آن را می‌رسانند. حتی جمعی از بزرگان امامیه، چه متقدمان و چه متأخران، به حدّ ضرورت در این مسئله قائل شده‌اند.
2. همانند ادله‌ای که در باب نماز بیان شده و دلالت دارد بر رجحان هر ذکری برای خداوند متعال در نماز و هرگونه مناجات با پروردگار.
3. ما در کتاب «الشهادة الثالثة» جلد ۳ توضیح داده‌ایم که تشهد به شهادت سوم، همانند تشهد به شهادت دوم، خطابش متوجه خداوند متعال است؛ و این مطلب را در استفتایی که اخیراً مطرح شده نیز بیان کرده‌ایم.
4. هرچند می‌توان در تشهد به سه شهادت، خطاب را متوجه پیامبر اکرم ﷺ یا امیرالمؤمنین علیه‌السلام و ائمه علیهم‌السلام نیز دانست.
5. نظیر آنچه در زیارت پیامبر اکرم ﷺ وارد شده که تصریح دارد خطاب در هر سه شهادت متوجه خداوند است؛ چنان‌که در روایتی که الشيخ المفيد در کتاب «المزار»، ابن طاووس در «المصباح» و الشهيد الأول در «المزار» نقل کرده‌اند، آمده است:
«… همانا من در مرگم بر همان چیزی گواهی می‌دهم که در زندگانی‌ام گواهی می‌دادم: اینکه تویی خداوند، معبودی جز تو نیست، یگانه‌ای و شریکی نداری؛ و اینکه محمد بنده و رسول توست؛ و اینکه امامان از اهل‌بیت او اولیای تو، یاران تو، حجت‌های تو بر خلقت، جانشینان تو در میان بندگان، نشانه‌های تو در شهرها، خزانه‌داران علم تو، نگاهبانان سرّ تو و ترجمان‌های وحی تو هستند…».
6. معیار در جهت‌دهی خطاب در تشهد، قصد گوینده‌ای است که لفظ «أشهد» را در هر سه شهادت بر زبان می‌آورد.
7. بنابراین، دیگر مجالی برای این احتمال باقی نمی‌ماند که شهادت سوم از «کلام آدمی» باشد که خطاب آن متوجه غیر خداوند است.
8. افزون بر این، حتی اگر خطاب در شهادت دوم متوجه پیامبر اکرم ﷺ و در شهادت سوم متوجه امیرالمؤمنین و ائمه علیهم‌السلام باشد، باز هم از سنخ کلام عادی بشری نیست؛ بلکه از ضروریات حقیقت شرعیِ هویت عقیده‌ای است که منظومه آیات قرآن در اصول سه‌گانه ترسیم کرده است. حقیقت و ماهیت تشهد چیزی جز اقرار به عقیده حقّه نیست.

به‌ویژه با توجه به آیه «اکمال» در القرآن الكريم که بیان می‌کند دین با ضمیمه شدن امر ولایت کامل شد و رضایت پروردگار به اسلام مشروط به آن گردید؛ و نیز آیه ابلاغ (آیه غدیر) در سوره مائده که نشان می‌دهد اصل رسالت نیز به این امر گره خورده است.

WhatsAppTelegramایمیل#3587
۱۵

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: می‌خواهم کمترین عبارتی را که برای شهادت سوم و یاد کردن از مولای ما و امام ما امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نمازهای واجب روزانه کفایت می‌کند، بیان کنید: ۱. در دعای توجّه به نماز بعد از تکبیرة‌الاحرام؛ و آیا این دعا بعد از تکبیرة‌الاحرام واجب است یا مستحب؟ ۲. در تشهد میانی نماز؟ ۳. در تشهد آخر نماز قبل از سلام؟ ۴. در قنوت نماز؟ ۵. در اذان و اقامه قبل از تکبیرة‌الاحرام؟

پاسخ:

۱. دعای توجه مستحب است و واجب نیست؛ چه قبل از تکبیرات احرام، چه در میان آن‌ها یا بعد از آن‌ها.
چندین صیغه برای آن وارد شده است؛ از جمله آنچه در کتاب کافی و نیز آنچه شیخ صدوق و شیخ مفید و دیگران نقل کرده‌اند.

و این مقدار کفایت می‌کند:

«اللهم إني أتوجه إليك بمحمد وآل محمد، وأقدمهم بين يدي صلاتي، وأتقرب بهم إليك، فاجعلني بهم وجيهاً في الدنيا والآخرة ومن المقربين.»

و صیغه‌ی دیگر:

«وجهت وجهي للذي فطر السماوات والأرض حنيفاً مسلماً على ملة إبراهيم، ودين محمد، وولاية أمير المؤمنين علي بن أبي طالب [أو منهاج علي أو هدي علي والأئمة المعصومين]،
وما أنا من المشركين. إن صلاتي ونسكي ومحياي ومماتي لله رب العالمين، لا شريك له، وبذلك أُمرت وأنا من المسلمين.»

⸻

۲ و ۳. برای اختصار در تشهد نیز چندین صیغه وجود دارد؛ هرچند گفتن هر متنی که در زیارات و دعاها وارد شده نیز جایز است.
همچنین در اذان نیز متونی نقل شده که شیخ صدوق در کتاب «من لا يحضره الفقيه» آن‌ها را روایت کرده است، مانند:

«… وأشهد أن علياً أمير المؤمنين وليّ الله ووصيّه.»

یا می‌توان افزود:

«والصدّيقة فاطمة وأولادهما الأوصياء حجج الله.»

پس در صورت مختصر جایز است از خلاصه‌ی آنچه در روایات زیارات و دعاها آمده استفاده شود؛ زیرا این متون در واقع بیانگر حقیقت شرعی عمومی تشهد هستند که در ابواب مختلف فقهی آمده است.

متونی که صدوق در «الفقيه» درباره شهادت سوم در تشهد اذان نقل کرده ـ و در روایت صحیح فضل بن شاذان آمده که تشهد در اذان و در داخل نماز از نظر ماهیت یکی است ـ عبارت‌اند از:
• «… وأن محمداً وآل محمد خير البرية»
• «… وأشهد أن علياً وليّ الله»
• «… وأشهد أن علياً أمير المؤمنين حقاً»

این‌ها سه صیغه برای شهادت سوم در تشهد اذان هستند که از نظر ماهیت با تشهد داخل نماز یکی‌اند.
شیخ صدوق ذکر کرده که برای هر یک از این متون چند روایت نقل شده است، نه اینکه تنها یک روایت داشته باشند.

خلاصه آنکه نمازگزار می‌تواند هر مقدار که بخواهد از صیغه شهادت سوم را ـ که در روایات زیارات و دعاهای مختلف آمده ـ به صورت مختصر بیاورد، به شرط آنکه معنا همان مضمون واحد شهادت سوم را برساند.

⸻

۴. در قنوت نماز نیز حکم مانند تشهد است؛ زیرا حقیقت شرعی تشهد در همه موارد و ابواب یک حقیقت واحد است که:
• حداقل دارد،
• مراتب متوسط فراوان دارد،
• و مراتب بزرگ و گسترده‌ای نیز دارد.

همچنین تشهد مستحب است در مواردی مانند:
• تعقیبات نماز
• تلقین محتضر و میّت
• مقدمه وصیت
• مقدمه هر دعا
• و در هر زیارت اهل‌بیت علیهم‌السلام

⸻

۵. در اذان و اقامه نیز همان مطلب گذشته جاری است؛ یعنی وحدت حقیقت شرعی تشهد.
و پیش‌تر به روایات شیخ صدوق در کتاب «من لا يحضره الفقيه» درباره اذان اشاره شد.

همچنین گروهی از علما فتوا داده‌اند که در شهادت اول و دوم در تشهد نماز نیز همین حکم جاری است؛ یعنی می‌توان از همه متونی که در روایات دعاها، زیارات و موارد دیگر آمده استفاده کرد، مادامی که همان معنا را برساند.

WhatsAppTelegramایمیل#3606
۱۶

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: در مورد تشهد در دو سجده سهو و در رکعت احتیاط، آیا حکم آن مانند تشهد نماز از جهت شهادت سوم، وجوبی است یا استحبابی یا حکم دیگری دارد؟ و همچنین در نمازهای نافله و مستحبی حکم آن چیست؟

پاسخ:

۱- بلکه شهادت سوم در سجده‌های سهو نیز به صورت وجوب وضعی و تکلیفی واجب است.

۲- و در مطلق نمازهای نافله، از جهت وضعی واجب است، هرچند خود نافله از جهت تکلیفی مستحب می‌باشد.

۳- بله، حداقل مقدار از صیغه شهادت سوم کفایت می‌کند.

WhatsAppTelegramایمیل#3613
۱۷

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: به نظر می‌رسد که به نظر شما، در تشهّد، آنچه از شهادت سوم واجب است فقط ذکر مولای ما و امام ما امیرالمؤمنین علیه‌السلام است، و اما ذکر حضرت زهرا فاطمه و فرزندان معصوم ایشان نزد شما در تشهّد مستحب است؛ آیا چنین است؟

پاسخ:

۱- بلکه ذکر همه‌ی آنان و شهادت دادن به همگی ایشان واجب است، همان‌گونه که در ادله بیان شده و در خطبه‌ی نماز جمعه نیز آمده، و نیز همان‌گونه که در تلقینِ محتضر و میّت جاری است.

۲- نهایت امر این است که حدّاقل واجب، ذکر اجمالی آنان است، چنان‌که در روایت صحیح حلبی آمده است: «أجملهم» (به صورت اجمالی یاد شوند).

۳- همچنین ذکر امیرالمؤمنین علیه‌السلام عنوانی برای ذکر ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام به شمار می‌رود.

WhatsAppTelegramایمیل#3620
۱۸

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: آیا می‌توان میان شهادت سوم از جهت اعتقادی و از جهت فقهی تفکیک قائل شد؟ بدین معنا که در حوزه عقاید، به وجوب شهادت سوم ملتزم باشیم، اما در فقه، یعنی در تشهد نماز، تنها به دو شهادتِ توحید و رسالت اکتفا کنیم و شهادت سوم را واجب ندانیم؟ پرسش دوم: اگر کسی به وجوب شهادت سوم معتقد باشد، اما در تشهد نماز آن را ذکر نکند، خواه از روی عمد و خواه بر اثر عادتِ زبان که به ترک آن خو گرفته است، حکم چیست؟

پاسخ:

۱. وظیفه اعتقادیِ شهادت سوم و وظیفه فقهیِ انجام نماز، دو وظیفه مستقل هستند، نه یک وظیفه.

۲. با این حال، میان این دو وظیفه، وحدتی وجود دارد که در یکی از ابعاد نماز قابل تفکیک نیست.

۳. برای روشن شدن مطلب، باید ابعاد سه‌گانه نماز را توضیح داد:

بُعد نخست:

اصل وجوب نماز.

اقرار به وجوب نماز، از ارکان اعتقادی دین است و انکار آن موجب خروج از دین می‌شود.

بُعد دوم:

انجام و اقامه نماز.

این بُعد از فروع دین است. ترک آن انسان را از دین خارج نمی‌کند، هرچند از بزرگ‌ترین گناهان کبیره به شمار می‌آید.

بُعد سوم:

محتوا و مفاد نماز در گفتار و کردار.

نماز از آغاز تا پایان، چه در اذکار و چه در افعال، سراسر دارای مفاد اعتقادی است؛ از تکبیرةالاحرام، قرائت قرآن، تشهد، اذکار رکوع و سجود گرفته تا قیام، استقبال قبله، رکوع و سجده که همگی اظهار خضوع و بندگی در برابر خداوند هستند و معنایی کاملاً اعتقادی دارند.

بنابراین:

در نماز هیچ جزئی وجود ندارد که فاقد محتوای اعتقادی باشد؛ بلکه همه اجزای آن جلوه‌ای از عقیده و ایمان‌اند.
تشهد نیز به عنوان بخشی از نماز، بیانگر اقرار به عقایدی است که هویت دین اسلام بر آنها استوار است.

در نتیجه، بُعد سوم نماز، یعنی مفاد و معنای اقوال و افعال آن، کاملاً اعتقادی است و همین بُعد، با وظیفه اعتقادیِ شهادت سوم، وحدت و پیوند ناگسستنی دارد؛ ازاین‌رو، میان آن و وظیفه شهادت سوم در تشهد نماز جدایی وجود ندارد.

۴. افزون بر این، نماز دارای بُعد چهارمی نیز هست:

بُعد چهارم:

اجزای عبادی نماز.

اجزای نماز، «جنس» ماهیت نماز هستند، نه عبادت‌هایی که از نماز منشعب شده باشند.

رابطه میان ماهیت نماز و ماهیت اجزای آن، رابطه «نوع» و «جنس» است؛ بدین معنا که ماهیت نماز، یک ماهیت نوعی است که از ترکیب ماهیت‌های بالاتر (اجناس عبادی) پدید آمده است.

ازاین‌رو:

اجزای نماز از نظر ماهوی، فرعِ نماز نیستند؛ بلکه خود نماز از آنها پدید آمده است.
بنابراین، تشریع تکبیر، ذکر خدا، رکوع، سجود و قرائت قرآن، از نظر رتبه تشریعی، مقدم بر تشریع خود نماز بوده است و نماز از مجموعه این عبادات اعتقادیِ پیشین ترکیب یافته است.

۵. این بُعد چهارم نیز بر همان وحدت میان وظیفه اعتقادیِ شهادت سوم و وظیفه فقهی آن در نماز دلالت و تأکید دارد.

۶. همچنین نباید از دلالت آیه شریفه زیر غفلت کرد:

﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا﴾

علامه بحرالعلوم و نیز آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی تصریح کرده‌اند که در دلالت این آیه بر همراهی و اقتران سه شهادت در هویت کامل دین، اتمام نعمت و تحقق رضایت الهی، تردیدی وجود ندارد؛ ازاین‌رو، هویت دین اسلام بر اساس این آیه، هویتی سه‌شهادتی است.

پاسخ پرسش دوم

۱. حکم ترک شهادت سوم در تشهد نماز، تابع تقلید یا اجتهاد مکلف است.

۲. بنابراین، اگر مکلف بر اساس تقلید یا اجتهاد خود، به وجوب شهادت سوم در تشهد نماز علم داشته باشد، در صورت ترک عمدی آن، وظیفه‌اش حکم به بطلان نماز است.

۳. اما عادت زبان و دشواری ترک آن، عذر شرعی برای ترک شهادت سوم نیست؛ بلکه لازم است انسان با تمرین، زبان و حافظه خود را به ذکر آن عادت دهد.

۴. اما در نماز جماعت، اگر نظر فقهی امام جماعت و مأمومان درباره شهادت سوم در تشهد متفاوت باشد، این اختلاف به صحت جماعت آسیبی نمی‌رساند؛ زیرا همه فقها بر این امر اتفاق دارند که اختلاف امام و مأموم در غیر ارکان نماز ـ مانند طهارت، وقت، قبله، نیت و دیگر امور غیررکنی ـ موجب بطلان یا اختلال در صحت نماز جماعت نخواهد شد.

WhatsAppTelegramایمیل#3678
۱۹

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: در کتاب «لوامع صاحبقرانی المشتهر بشرح الفقیه»، تألیف فاضل علامه محمدتقی مجلسی (مجلسی اول)، اعلی‌الله مقامه، جلد چهارم، علامه مجلسی رحمه‌الله تعالی تشهّدِ «فقه الرضا علیه‌السلام» را نقل می‌کند و در پایان آن می‌فرماید: «آن را نقل کردم، زیرا بیشتر عبارات آن مشترک است، تا هر کس بخواهد بتواند تمام آن را بخواند.» آیا مرجع دینی، آیت‌الله العظمی شیخ سند، قرائت تشهّدِ «فقه الرضا علیه‌السلام» را جایز می‌دانند؟

پاسخ:

بله، حضرت آیت‌الله شیخ سند، دام‌ظلّه، آن را معتبر می‌دانند و در کتاب «الشهادة الثالثة»، جلد اول، صفحه ۵۴، آن را به‌عنوان صورت ششم از صورت‌های شهادت سوم ذکر کرده‌اند.

البته این جواز تنها به صیغه واردشده در «فقه الرضا» اختصاص ندارد، بلکه تمام صیغه‌های واردشده در زیارات و ادعیه را نیز شامل می‌شود.

WhatsAppTelegramایمیل#3700
۲۰

فقهی›عبادات›نماز›شهادت ثالثه

پرسش: شكل و عبارتی برای شهادت سوم در تشهد ذکر شده است، در پاسخ به کسانی که درباره ذکر آن در نماز اشکال می‌کنند و می‌گویند پس از تشهد می‌توان هر دعایی را که خواست خواند؛ آیا می‌توان گفت: «اللهم إنّي أشهد أنّ علياً وفاطمة وأبناءهما المعصومين حجج الله» (خدایا، گواهی می‌دهم که علی و فاطمه و فرزندان معصوم آن دو حجت‌های خدا هستند)؛ زیرا بر مبنای آنان این عبارت دعا محسوب می‌شود، نه فقط بنابر مبنای کسانی که به‌طور مطلق گفتن آن را در نماز جایز می‌دانند؟

پاسخ:

۱. این عبارت، تشهد را به دعا تبدیل نمی‌کند؛ برخلاف آنچه برخی از بزرگان پنداشته‌اند.

۲. بلکه این عبارت، تشهدی در ضمن دعا است.

۳. از آداب دعا این است که با ثنا و تمجید خداوند متعال و اقرار و تشهد به توحید، نبوت و ولایت آغاز شود.

۴. تشهدی که در ضمن دعا آمده است، حقیقت خود را از تشهد به اعتقاد حق از دست نمی‌دهد تا اینکه حقیقتاً به درخواست و دعا تبدیل شود.

۵. همان‌گونه که در تشهد وسط و تشهد پایانی نماز، مستحب است در پایان آن دعا خوانده شود، بدون اینکه حقیقت تشهد به دعا تبدیل گردد.

۶. و اگر مقصود از مقدم کردن عبارت دعا بر تشهد در این صیغه، تعیین مخاطب باشد؛ یعنی مشخص شود که مخاطب در تشهد به شهادت‌های سه‌گانه و اقرار به سه اصل و تسلیم در برابر خداوند متعال، خودِ خداوند است؛ زیرا اوست که بندگانش را به ایمان و تسلیم در برابر توحید، فرستادن رسول و قرار دادن اوصیای پیامبر به عنوان خلفای خود فرمان داده است؛ در این صورت، این امر متوقف بر مقدم داشتن صیغه دعا بر تشهد نیست. بلکه کافی است گوینده در تشهد سه‌گانه خود قصد کند که در تشهد، خداوند متعال را مورد خطاب قرار دهد. این همان قصد در تشهد سه‌گانه است؛ زیرا خداوند متعال نخستین فرمان‌دهنده و برتر از بندگان خویش است که آنان را به ایمان به این سه اصل فرمان داده است.

۷. حاصل آنکه همان‌گونه که می‌توان در تشهد با پیامبر اکرم (ص) یا ائمه (ع) مخاطبه و خطاب را متوجه آنان کرد، چنان‌که در متن زیارت‌های وارده نیز چنین است، می‌توان خطاب را در تشهد متوجه خداوند متعال نمود. بلکه اساس تشهد، سلام و اقرار آن است که خطاب در آن به سوی خداوند متعال باشد؛ زیرا اوست که به ایمان به توحید و فرستادن پیامبر و نیز قرار دادن و منصوب کردن علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین فرمان داده است.

۸. بنابراین، پنداشتن اینکه شهادت سوم، سخنی بشری و بیگانه با تشهد نماز است، از حقیقت بسیار دور است؛ به دوری آسمان از زمین. وگرنه چگونه تشهد با آنچه در موثقه ابوبصیر وارد شده، جایز دانسته شده است:

«وَأَشْهَدُ أَنَّ السّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيهَا، وَأَنَّ اللّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ»

یعنی: «و گواهی می‌دهم که قیامت آمدنی است و هیچ شکی در آن نیست و خداوند کسانی را که در قبرها هستند برمی‌انگیزد.»

همچنین در شماری از روایات خاص که بر اساس آنها فتوا داده شده، آمده است که قیامت آمدنی و در آن شکی نیست، بهشت حق است و آتش حق است. با این حال، این مطالب سخنان بشری و بیگانه با تشهد به شمار نمی‌آیند؛ در حالی که اعتقاد و اقرار به معاد، بهشت و دوزخ، خود فرع بر اعتقاد و اقرار به ولایت است.

WhatsAppTelegramایمیل#3707

ارسال استفتاء