جدیدترین استفتائاتآیا ازدواج موقت (متعه) با زن سنی مذهب جایز است، با علم به اینکه به او اطلاع داده می‌شود که این ازدواج موقت است و نه ازدواج متعه؟ و اگر این زن ۴۵ سال سن دارد و با برادرش زندگی می‌کند در حالی که پدرش در خانه دیگری زندگی می‌کند، و این زن خودش را اداره می‌کند، مسافرت می‌رود و خرید و فروش می‌کند بدون اطلاع پدرش، آیا دخول با او جایز است؟سلام علیکم در جلد ۵۶ بحارالانوار باب خلفا و وزراء المهدی ۴ تا روایت هست که بعد از امام زمان ۱۲ تا مهدی می‌آیند ، نظر آیت الله سند (دام ظله) درباب این روایات چیست؟در مناطقی از لبنان و سوریه و مصر بازی‌ای وجود دارد که اسم آن «تخته‌نرد» است، ولی تاس آن با تاس تخته‌نرد‌های معمولی که در روایات نیز تحریم شده‌است تفاوت دارد. هر‌چند تاس این تخته‌نرد شبیه به تاس تخته‌نرد‌های معمولی است، از تاس تخته‌نرد‌های معمولی خیلی کوچک‌تر است. بیش‌تر مردم برای سرگرمی، نه برای قمار، این بازی را انجام می‌دهند. اینک پرسش این است که آیا این بازی با شرحی که گذشت و برای سرگرمی، نه قمار، جایز است؟به مالی خمس تعلق گرفته‌است و هنوز خمس آن پرداخت نشده‌است. اینک آیا، قبل از این‌که خمس آن پرداخت شود، می‌توان در چهار‌پنجم آن تصرف کرد؟در زیارت جامعۀ کبیره وارد شده‌است: « مؤمن بإيابكم ، مصدق برجعتكم». یعنی به بازگشت شما ایمان دارم و به رجعت شما باور دارم. مقصود از «ایاب» و «رجعت» چیست و چه فرقی با هم دارند؟زنی عمل جراحی کرده‌است و پس از عمل، دائماً [از رحم] خون‌ریزی دارد. حکم او [برای نماز و…] چیست؟ آیا باید تیمم کند؟

عبادات

تعداد پرسش‌ها: ۳۶۸

۱

فقهی›عبادات›نماز›اوقات نماز

پرسش: هل تجوز صلاة نافلة الفجر بعد حلول وقت الفجر خصوصا إذا قرأنا هذا الحديث…. ۵۱۷۵- وَ رَوَی الشَّهِیدُ فِی الذِّکْرَی بِسَنَدِهِ الصَّحِیحِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا دَخَلَ وَقْتُ صَلَاةٍ مَکْتُوبَةٍ فَلَا صَلَاةَ نَافِلَةً حَتَّی یُبْدَأَ بِالْمَکْتُوبَةِ ؟ .

پاسخ:

١- هذا النفي للنافلة محمول على المبتدأة لا الراتبة كما هو الحال في نوافل الظهر والعصر ونوافل المغرب قبل العشاء .

٢- والنصوص الخاصة مفسرة لعموم النفي .

WhatsAppTelegramایمیل#1697
۲

فقهی›عبادات›خمس

پرسش: رجل أقرض مالا و حال علیه الحول هل علیه أن یخمس ذلك المال ، فإن فی روایات باب الزکاة وردت الزکاة علی المقترض لأنه له نفعه فعلیه زکاته ؟ .

پاسخ:

موضوع الخمس هو المال المملوك بشرط كونه ربحا ولا يتحقق بمجرد الملك كما في موضوع باب الزكاة .

WhatsAppTelegramایمیل#1729
۴

فقهی›عبادات›روزه

پرسش: مقلدین شما، هم کسانی که در این روز [روزی حضرت آیت‌الله سند اول ماه رمضان اعلام کرده‌اند] روزه گرفته بودند و هم کسانی که روزه نگرفته بودند، چه باید بکنند؟ اگر کسی [قبل از دیده شدن هلال و قبل از اعلام اول ماه رمضان]، ظن داشته باشد که هلال دیده خواهد شد، چه باید بکند؟ آیا لازم است که از روی احتیاط روزه بگیرد؟ اگر روزه گرفتن لازم است، باید چه نیت کند؟

پاسخ:

1. اگر اول ماه اعلام نشده باشد و شخص آن روز را روزه نگرفته باشد، سپس اول ماه بودن ثابت و اعلام شود، بعد از اعلامِ اولِ ماه، باید امساک و از مبطلات روزه پرهیز کند و بعد از ماه مبارک رمضان، روزۀ یک روز را قضا کند. برای شخص فقط قضای یک روز واجب است و کفاره‌ای بر ذمۀ او نیست.
اگر شخص قبل از اعلامِ اولِ ماه بودن، به نیت ماه شعبان روزه گرفته باشد، بعد از اعلامِ اولِ ماه و بعد از اطلاع شخص از آن، باید نیت خود را به روزۀ ماه مبارک رمضان تغییر دهد و روزه‌اش صحیح است.
اگر شخص قبل از اعلامِ اولِ ماه بودن، به نیت ماه شعبان روزه گرفته باشد و، حتی بعد از اعلامِ اولِ ماه، از حلولِ ماهِ رمضان بی‌خبر باشد [و در‌نتیجه نیت خود را به روزۀ ماهِ رمضان تغییر ندهد]، روزه‌اش صحیح و به‌عنوان روزۀ ماهِ مبارکِ رمضان محسوب می‌شود، نه روزۀ ماهِ شعبان.

2. شخص می‌تواند یوم‌الشک را روزه بگیرد و می‌تواند روزه نگیرد و افطار کند، یعنی روزۀ احتیاطی در یوم‌الشک واجب نیست، هر‌چند شخص ظن قوی بر حلولِ ماهِ مبارکِ رمضان داشته باشد. آری، افضل این است که شخص در روز یوم‌الشک روزه بگیرد.
[آن‌چه گفته شد، دربارۀ صورتی است که شخص ظن، هر‌چند ظن قوی، به حلولِ ماهِ مبارکِ رمضان داشته باشد.] اگر شخص اطمینان داشته باشد که هلال دیده خواهد شد، لازم است از روی احتیاط و به نیت ماه شعبان، روزه بگیرد.

WhatsAppTelegramایمیل#2011
۵

فقهی›عبادات›حج

پرسش: أحد الإخوة أتم عمرته إلا أنه في السعي ألغى الشوط الأول لشكه فيه ثم رجع للصفا وبدأ من جديد ما هو حكمه وماذا يجب عليه لتصحيح عمرته ؟ .

پاسخ:

إن لم یکن الشوط الذي ألغاه کاملاً بأن کان ناقصاً قبل أن یصل إلی المروة فلا یبطل سعیه ولا تکن زیادة مبطلة
بل وکذلك لو کان شوطاً کاملاً علی الأظهر
ولو أراد الاحتیاط استحباباً أعاد السعي فقط وقصر .

WhatsAppTelegramایمیل#2116
۶

فقهی›عبادات›خمس

پرسش: کس که خانه‌ای را اجاره می‌کند، آیا می‌تواند بدون اذن صاحب‌خانه اتاقی از آن را به شخصی دیگر اجاره دهد؟

پاسخ:

ین امر زمانی جايز است که اجاره‌ی اول مستلزم مالکیت او بر حق انتفاع به صورت مطلق و استفاده كامل از منفعت باشد. یعنی قرارداد اجاره اعم باشد و هر دوی این صور را شامل شود 1. خود مستأجر مستقیماً و بدون واسطه از منفعت خانه بهره ببرد یا 2. غیر مستقیم و با وساطت کسی که مستأجر اول خانه را به او واگذار کرده‌ و اجاره داده‌است از منفعت خانه بهره ببرد.

WhatsAppTelegramایمیل#2747
۷

فقهی›عبادات›خمس

پرسش: اگر کسى در سال گذشته خمس را بیش از بدهى‌اش پرداخته باشد، آیا می‌تواند امسال یا در سال‌هاى آتی به اندازۀ مازاد بر مبلغى که قبلاً پرداخته‌است، از مبلغ خمس خود کم کند؟

پاسخ:

1. اگر افزایش به دلیل تقصیر وکیل خمس، در محاسبۀ خمس بوده باشد، او ضامن خمس است.
2. اگر مکلف در محاسبه اشتباه کرده باشد و اگر مبلغ هنوز در دست وکیل خمس باقی مانده باشد باید آن را به او برگرداند، ولی اگر پول در دست وکیل نمانده باشد و تلف شده باشد فقها به عدم ضمانت وکیل فتوا داده‌اند. البته ضامن بودن او نیز بعید نیست و محتمل است.

WhatsAppTelegramایمیل#2750
۸

فقهی›عبادات›نماز

پرسش: شخصی، از روی قصور، برای مدتی، تکبیرة‌الاحرام را «الله وكبر» ادا می‌کرد. آیا راهی وجود دارد که بگوییم نمازهایش صحیح است؟

پاسخ:

اگر از روی قصور چنین ادا می‌کرد، بدون این‌که معنای عبارت عرفاً تغییر کند، نمازهایش صحیح است، چون شرائط غیر رکنی ارکان از ارکان نیستند و قابل‌بخشش‌اند.

WhatsAppTelegramایمیل#2751
۹

فقهی›عبادات›حج

پرسش: آیا شما مقدم کردن طواف حج و طواف نسا و به جا آوردن آن دو در شب نهم را جایز می‌دانید؟ چون من نمی‌توانم آن دو را به تأخیر اندازم و از ازدحام جمعیت، نسبت‌به سلامتی‌ام، خوف دارم.

پاسخ:

اگر ترس و هراس نسبت‌به سلامتی باشد، مقدم کردن آن جایز است.

WhatsAppTelegramایمیل#2753
۱۰

فقهی›عبادات›حج

پرسش: آیا مقلدین شما می‌توانند حج عمره را از فرودگاه بحرین نذر کنند؟

پاسخ:

بله، می‌توانند، ولی احوط آن است که در فرودگاه جده نیز دوباره احرام ببندند. البته نیازی نیست که حتماً نذر کنند که از فرودگاه همان شهر احرام ببندند، بلکه بدون نذر، اگر از فرودگاه جده نیز احرام ببندند، کافی است.

WhatsAppTelegramایمیل#2755
۱۱

فقهی›عبادات›حج

پرسش: طواف مستحبی واقعاً سهل و آسان است و فقط بیست و پنج دقیقه طول می‌کشد. ولی طواف حج واجب بعد از نماز صبح شروع می‌شود و هم‌زمان می‌شود با آمدن حمله‌های آفریقایی‌ها و در‌نتیجه محیط پرازدحام و موجب برخورد می‌شود. آیا برخوردهایی انسان را چند قدم حرکت می‌دهد موجب بطلان طواف می‌شود؟ مثلاً وقتی گروه‌های آفریقایی آمدند و محیط شلوغ شد و برخورد صورت گرفت، من در اثر برخورد تقریباً سه قدم حرکت کردم.

پاسخ:

وقتی که انسان می‌داند که در ازدحام و شلوغی گروه‌هایی که طواف می‌کنند، برخورد صورت می‌گیرد و برای طواف یکی از گروه‌های طواف‌کننده را برمی‌گزیند، برخوردها و تنش‌ها اشکالی ندارد و به طواف یا به سعی آسیبی نمی‌زند.

WhatsAppTelegramایمیل#2756
۱۲

فقهی›عبادات›نماز›نماز مسافر

پرسش: من سالیانه برای یک سفر درمانی به سفر می‌روم و ممکن است سفرم یک ماه یا بیش‌تر طول بکشد و در طول سفر، در مکانی خاص مستقر و مقیم نمی‌شوم. اینک حکم نماز من چیست؟

پاسخ:

اگر در یک شهر مستقر نمی‌شوی، بلکه به شهرها و روستا و مناطق مختلف سفر می‌کنی و از شهری به شهری و از جایی به جای دیگر می‌روی و در هیچ مکانی ده روز نمی‌مانی، مسافر محسوب می‌شوی.

WhatsAppTelegramایمیل#2763
۱۳

فقهی›عبادات›حج›احرام

پرسش: 1. آیا کسی که می‌داند هنگام رفتن به مکه مجبور به پوشیدن لباس دوخته‌شده می‌شود، می‌تواند برای حج مستحبی احرام ببندد؟ 2. آیا به حج رفتن از راه‌های غیر‌رسمی بدون اجازۀ دولت [رفتن به‌صورت قاچاقی] جایز است؟

پاسخ:

1. بله، احرام جایز است، هرچند شخص بداند که در راه مکه مضطر و مجبور به پوشیدن لباس دوخته‌شده خواهد شد.
2. حکم این مورد همان حکم تخلیۀ سرب [شرط امن بودن طریق] در راه حج است.

WhatsAppTelegramایمیل#2764
۱۴

اعتقادی›عقاید›شعائر حسینی

پرسش: هزینه کردن و به زیارت حضرت امام حسین (علیه‌السلام) در روز اربعین رفتن بهتر و افضل است یا کمک به فقرا؟ خصوصاً با توجه به این‌که در مناطق مختلفی از پاکستان سیل آمده‌است و مردم، از مناطق مختلف دنیا، به سیل‌زدگان کمک می‌کنند. در این صورت، کدام‌یک افضل است؟ برخی می‌گویند کمک کردن به قربانیان سیل بهتر از زیارت حضرت امام حسین (علیه‌السلام) در روز اربعین است. نظر شما در این باره چیست؟

پاسخ:

. اگر بتوان بین هر دو امر جمع کرد، از اکتفا به یکی از آن دو بهتر و افضل است. یعنی اگر بتوان، هم به سیل‌زده‌ها کمک کرد و هم به زیارت حضرت امام حسین (علیه‌السلام) در روز اربعین رفت، بهتر و افضل از اکتفا به یکی از دو صورت است.

2. لازم و شایسته است که انسان بکوشد و بین هر دو امر [زیارت حضرت امام حسین (علیه‌السلام) در روز اربعین و کمک به فقرا و سیل‌زده‌ها] جمع کند، هر‌چند یکی از آن دو امر اهمیت بسیار زیادی داشته باشد و دیگری اهمیت متوسط یا اهمیت کمی داشته باشد.

3. جمع بین هر دو امر [زیارت حضرت امام حسین (علیه‌السلام) در روز اربعین و کمک به فقرا و سیل‌زده‌ها] با حسن تدبیر و دقت در انجام امور و توجه به ابزارها و وسایل مناسب ممکن است. شخص می‌تواند برای هر دو امر هزینه‌ای متوسط کند و هر دو کار را انجام دهد یا یکی از کارها [زیارت حضرت امام حسین (علیه‌السلام) در روز اربعین و کمک به فقرا و سیل‌زده‌ها] را با پول و هزینۀ شخصی خود انجام دهد و برای انجام دادن کار دوم از خیرین کمک بگیرد. مثلاً برای انجام دادن کار دوم در خیرین انگیزه ایجاد کند و کار دوم را خیرین انجام دهد. این‌ها راه‌هایی است که شخص می‌تواند برای جمع هر دو امر انجام دهد و علاوه بر این راه‌ها، راه‌های دیگری نیز وجود دارد.

4. زیارت حضرت امام حسین (علیه‌السلام) اهمیت بسیار زیادی دارد. در طوائف مختلفی از روایات مستفیض وارد شده‌است که حج مستحب از صدقه بزرگ‌تر و بهتر است و رفع کردن مشکل مؤمن از حج مستحبی افضل و بهتر است، ولی زیارت حضرت امام حسین (علیه‌السلام) چنان بزرگ و با‌اهمیت است که نه‌تنها حج و صدقه، بلکه حتی رفع مشکل مؤمن نیز در‌مقابل آن چیزی به حساب نمی‌آید

WhatsAppTelegramایمیل#2776
۱۵

فقهی›عبادات›وضو

پرسش: شخصی توانایی خم شدن ــ تا به اندازه‌ای که بتواند پاهایش را مسح کند ـــ ندارد و به همین علت نمی‌تواند در وضو پاهایش را مسح کند. شخص یاد‌شده توانایی بلند کردن پاهایش را نیز ندارد و نمی‌تواند پایش را بلند کند و روی بلندی‌ای [مثل پله] بگذارد و مسح کند. این شخص فقط می‌تواند به اندازه‌ای خم شود که ساق پاهایش را مسح کند. آیا این شخص می‌تواند از کسی دیگر برای مسح پاهایش کمک بگیرد؟

پاسخ:

بله، این شخص برای مسح پاهایش باید از کسی دیگر کمک بگیرد. اگر با کمک شخص دیگر، خود وضو‌گیرنده می‌تواند دست‌هایش را به پایش برساند و در‌نتیجه خودش پاهایش را مسح کشد، باید همین کار را بکند. یعنی از شخصی دیگر کمک بگیرد و دست‌هایش را به پاهایش برساند و خودش مسح کشد. اگر این کار مقدور نباشد و وضو‌گیرنده، حتی با کمک شخصی دیگر، توان مسح پاهایش را نداشته باشد، شخص دیگر با آب وضوی دست راست وضو‌گیرنده باید پاهای شخص وضو‌گیرنده را مسح کند.

WhatsAppTelegramایمیل#2779
۱۶

فقهی›عبادات›نماز›اذان و اقامه

پرسش: شیخ طوسی (قدس‌سره) در کتاب مبسوط و نهایة گفته‌است روایات شهادت ثالثه (شهادت بر ولایت حضرت امیر مؤمنان، علی ــ علیه‌السلام) در اذان و اقامه شاذ هستند، ولی کسی که مطابق آن روایات عمل کند و شهادت ثالثه (شهادت بر ولایت حضرت امیر مؤمنان، علی ــ علیه‌السلام) را ادا کند گناه‌کار نیست. این سخن به این معنی است که از نظر ایشان ادای شهادت ثالثه در اذان و اقامه جایز است. ایشان سخنی دیگر نیز دارند که برداشت ما را تأیید می‌کند. ایشان در سخنی دیگر گفته‌است بهتر (افضل) این است که شهادت ثالثه را ادا نکنیم و آن را ترک کنیم. «بهتر» (افضل) گویای این است گفتن و ادای شهادت ثالثه خوب است، هر‌چند ترک آن خوب‌تر و بهتر و افضل است. یعنی سخن ایشان این است که ادای شهادت ثالثه نصوص خاص دارد و جایز است، هر‌چند ترک آن افضل است. آیا برداشت ما از سخن شیخ طوسی (قدس‌سره) صحیح است؟

پاسخ:

1. شیخ طوسی (قدس‌سره) در کتاب ‌النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، صص 68 و 69 می‌فرماید:
«و هذا الذي ذكرناه من فصول الأذان و الإقامة هو المختار المعمول عليه. و قد روي سبعة و ثلاثون فصلا في بعض الرّوايات. و في بعضها ثمانية و ثلاثون فصلا، و في بعضها اثنان و أربعون فصلا.
فأمّا من روى سبعة و ثلاثين فصلا، فإنّه يقول في أوّل الإقامة أربع مرّات «اللّه أكبر»، و يقول في الباقي كما قدّمناه. و من روى ثمانية و ثلاثين فصلا، يضف الى ما قدّمناه من قول: «لا إله إلّا اللّه» مرّة أخرى في آخر الإقامة. و من روى اثنين و أربعين فصلا، فإنّه يجعل في آخر الأذان التّكبير أربع مرّات، و في أوّل الإقامة أربع مرات، و في آخرها أيضا مثل ذلك أربع مرّات، و يقول:
«لا إله إلّا اللّه» مرّتين في آخر الإقامة. فإن عمل عامل على إحدى هذه الرّوايات، لم يكن مأثوما.
و أمّا ما روي في شواذّ الأخبار من قول: «أشهد انّ عليا وليّ اللّه و آل محمّد خير البريّة» فممّا لا يعمل عليه في الأذان و الإقامة. فمن عمل بها كان مخطئا.
و لا بأس أن يقتصر الإنسان في حال الاستعجال في الأذان و الإقامة أو في حال السّفر و الضّرورة على مرة مرّة. و لا يجوز ذلك مع الاختيار.
و إذا سمعت المؤذّن و قد نقّص من أذانه، أتممت أنت مع نفسك فصول الأذان.»
‌ترجمۀ سخن شیخ طوسی (قدس‌سره) در این متن این است: آن‌چه گذشت نظر ما در این باره است، ولی باید دانست که روایاتی مخالف نظر ما نیز روایت شده‌است. در برخی از روایات، فصول اذان و اقامه سی و هفت فصل معرفی شده‌است و در برخی دیگر از روایات، فصول اذان و اقامه سی و هشت فصل معرفی شده‌است و در برخی از روایات، چهل و دو فصل معرفی شده‌است.
بر‌اساس روایتی که فصول اذان و اقامه را سی و هفت فصل دانسته‌است، در اول اقامه باید چهار مرتبه «الله‌اکبر» گفته شود و در باقی فصول اذان، مطابق آن‌چه گذشت عمل شود. یعنی تنها تفاوت اذان و اقامه بر‌اساس این روایات با اذان و اقامه بر‌اساس مختار ما این است که بر‌اساس این روایات باید در اقامه چهار مرتبه «الله‌اکبر» گفته شود.
بر‌اساس روایتی که فصول اذان و اقامه را سی و هشت فصل می‌داند، باید به آن‌چه گذشت یک «لا‌اله‌الا‌الله» اضافه کند. بنا‌بر مختار ما، در پایان اقامه، باید یک مرتبه «لا‌اله‌الا‌الله» گفته شود، ولی بر‌اساس این‌دست از روایات، باید یک «لا‌اله‌الا‌الله» دیگر نیز به آن افزود و در پایان اقامه دو مرتبه «لا‌اله‌الا‌الله» گفت.
بر‌اساس روایتی که فصول اذان و اقامه را چهل و دو فصل می‌داند باید «الله‌اکبر»‌های پایانی اذان را چهار مرتبه گفت و در ابتدای اقامه نیز چهار بار «الله‌اکبر» گفت و «الله‌اکبر»‌های پایانی اقامه را نیز چهار مرتبه گفت و «لا‌اله‌الا‌اللهِ» در آخر اقامه را نیز دو بار گفت.
این روایات وجود دارند و می‌توان بر‌اساس آن‌ها عمل کرد، اما روایتی دیگر در شواذ‌الأخبار نقل شده‌است که قابل‌اتکا نیست. در روایت نقل‌شده در شواذ‌الأخبار، شهادت ثالثه چنین وارد شده‌است: «أشهد أنّ عليا وليّ اللّه و آل محمّد خير البريّة» (گواهی می‌دهم علی ولی خدا و آل‌محمد بهترین مردمان هستند)، ولی این روایت قابل‌اتکا نیست و نباید در اذان و اقامه مطابق آن عمل کرد و هر کسی شهادت ثالثه را در اذان و اقامه مطابق این روایت ادا کند گناه کرده‌است.
2. در تقریر و تبیین سخن شیخ (قدس‌سره) در نهایة باید به چند نکته توجه کرد:

الف. روایات در تبیین فصول اذان و اقامه اختلاف دارند و این اختلاف از طرف بود یا نبود شهادت ثالثه نیست. یعنی با غض‌نظر از این‌که شهادت ثالثه در اذان و اقامه باشد یا نباشد، باز هم روایات در تبیین فصول اذان و اقامه اختلاف دارند و شیخ طوسی (قدس‌سره) در این باره گفته‌است می‌توان به هر‌یک از روایات موجود، غیر از روایات نقل‌شده در شواذ‌الأخبار، عمل کرد، هر‌چند ایشان یکی از روایات را ترجیح داده‌اند و مختار ایشان مطابق یک‌دست از روایات است.
با توجه به سخن یاد‌شده، سخن ایشان (قدس‌سره) در کتاب مبسوط قابل‌فهم است. در متنی که گذشت، ایشان اختلاف روایات در تبیین فصول اذان و اقامه را، با چشم‌پوشی از شهادت ثالثه، مطرح و مختار خود را تبیین کرد و در مبسوط اختلاف روایات در بیان حکم شهادت ثالثه را مطرح کرد و گفت که می‌توان بر‌اساس هر‌یک از روایات عمل کرد.
ب. برداشت یاد‌شده را سخن ایشان در دو کتابش، نهایه و مبسوط، تأیید می‌کند. ایشان در نهایه و مبسوط می‌گوید روایاتی که شهادت ثالثه را تجویز می‌کنند شاذ هستند، یعنی روایات معتبر و مسندی هستند که مورد‌عمل مشهور علما و فقها قرار نگرفته‌اند.
ج. از آن‌چه گذشت می‌توان جواز شهادت ثالثه را در اذان و اقامه فهمید و باید به آن این مطلب را اضافه کرد که حقیقت تشهد (شهادت) در همه‌جا یک حقیقت است. تشهد (شهادتِ) در اذان و اقامه با تشهد و شهادت در نماز یکی است.
د. به آن‌چه گذشت باید این را نیز افزود که بر‌اساس فتوای جناب شلمغانی در کتاب تکلیف شهادت ثالثه در تشهد نماز جایز است. کتاب تکلیف کتابی است در زمان غیبت صغری مورد‌عمل همۀ طائفه بوده‌است و از این جهت مهم و محل‌اعتنا است. علاوه بر فتوای جناب شلمغانی، فتوای ابن‌باویه نیز جواز شهادت ثالثه در تشهد نماز است. ابن‌بابویه در کتابش، الشرائع، که امروزه به فقه رضوی معروف شده‌است چنین فتوایی داده‌است.
هـ‌. به همۀ آن‌چه گذشت باید صحیح حلبی را نیز افزود. مطابق صحیح حلبی، ذکر اسمای ائمه (علیهم‌السلام) در نماز صحیح و جایز است.
و. به آن‌چه گذشت باید فتوای شیخ صدوق و شیخ مفید و شیخ طوسی (قدس‌الله‌اسرارهم) را نیز افزود. شیخ صدوق در کتاب من‌لا‌یحضره‌الفقیه و شیخ مفید در کتاب المقنعة و شیخ طوسی در کتاب الاستبصار مطابق مضمون صحیح حلبی فتوا داده و گفته‌اند که روایت یاد‌شده (صحیح حلبی) دربارۀ تشهد در قنوت است. تشهد در قنوت چهارمین تشهد مرتبط با نماز و گویای این است که تشهد در همه‌جا حقیقت واحد دارد.
ز. تشهد نماز در موطنی دیگر نیز مطرح است که موطن پنجم به حساب می‌آید و آن تشهد به اسمای ائمه (علیهم‌السلام) در خطبه‌های نماز جمعه است. واجب است در یکی از خطبه‌های نماز جمعه به ولایت و امامت ائمۀ اطهار (علیهم‌السلام) گواهی و شهادت داده شود و این گواهی و شهادت باید به‌صورت مفصل و با آوردن اسامی هر‌یک از امامان معصوم (علیهم‌السلام) باشد. چنین گواهی و شهادت مفصل که با ذکر اسامی ائمه همراه است در یکی از خطبه‌های نماز جمعه واجب و در خطبۀ دیگر مستحب است.
ح. آن‌چه گذشت موطن پنجمی است که از آن می‌توان استفاده کرد که نماز و اذان و اقامه جزو مناسک ایمانی‌اند و داشتن اسلام ظاهری برای انجام دادن آن‌ها کافی نیست. بر این اساس، روشن می‌شود که سخن کاشف‌الغطا (قدس‌سره) سخنی صحیح نیست. ایشان گفته‌است اذان و اقامه از مناسک اسلامِ (ظاهری) است، نه ایمان واقعی در حالی که چنین نیست و این اعمال از مناسک ایمانی است.
ط. علاوه بر وجوه پنج‌گانه‌ای که گذشت، وجوه دیگری نیز وجود دارند و همگی بر این دلالت دارند شهادت ثالثه در اذان و اقامه و نماز جایز است. ما این وجوه پنج‌گانه به همراه سایر وجوه را در کتاب شهادت‌ثالثه آورده‌ایم و مفصل بحث کرده‌ایم.
اگر کسی آن‌چه را که گذشت دقیق بررسی کند قطع و یقین پیدا می‌کند تشهد حقیقیتی واحد دارد و در اذان و اقامه و نماز با یک حقیقت واحد رو‌به‌رو هستیم و آن‌چه در اذان و اقامه و نماز مطرح است و روایات و نصوص خاص به‌صورت تلویحی و تعریضی یا حتی به‌صورت صریح بر آن دلالت دارند این است که تشهد و گواهی دادن همان شهادات ثلاث و گواهی‌های سه‌گانه [شهادت و گواهی بر توحید و یکتایی حضرت حق تعالی، شهادت و گواهی بر رسالت حضرت محمد مصطفی ــ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم، شهادت و گواهی بر امامت امیر مؤمنان حضرت علی ــ علیه‌السلام] است.
جواز شهادت‌ها و گواهی‌های سه‌گانه فتوای قدما و فقهای متقدم نیز بوده‌است.

WhatsAppTelegramایمیل#2784
۱۷

فقهی›عبادات›وضو

پرسش: کسی عمل جراحی فتق قفسۀ سینه و شکم انجام داده‌است و به همین علت نمی‌تواند خم شود و پاهایش را مسح کند. وظیفۀ این شخص تیمم است یا باید وضو بگیرد و برای مسح پا‌ها از کسی کمک بگیرد تا آن شخص دوم با آب موجود در دو دست وضو‌گیرنده دست‌هایش را خیس کند و بر دو پای وضو‌گیرنده را مسح کند؟

پاسخ:

وظیفۀ شخص وضو است. بله، برای مسح پا‌ها باید از شخصی دیگر کمک بگیرد. آن شخص دیگر باید با باقی‌ماندۀ آب دو دوستِ وضو‌گیرنده پا‌های وضو‌گیرنده را مسح کند.

WhatsAppTelegramایمیل#2785
۱۸

فقهی›عبادات›نماز›قرائت

پرسش: در دو رکعت آخر نماز [در نماز‌های چهار‌رکعتی یا در رکعت آخر نماز‌های سه‌رکعتی] تسبیحات اربعه بهتر است یا قرائت سورۀ مبارکۀ حمد؟ نظر حضرت آیت‌الله در‌بارۀ این روایت چیست؟: «عن محمد بن عبد الله الحميري عن صاحب الزمان ع أنه كتب إليه يسأله عن الركعتين الأخيرتين قد كثرت فيهما الروايات فبعض يروي أن قراءة الحمد وحدها أفضل ، وبعض يروي أن التسبيح فيهما أفضل ، فالفضل لأيهما لنستعمله؟ ، فأجاب : قد نسخت قراءة أم الكتاب في هاتين الركعتين التسبيح والذي نسخ التسبيح قول العالم عليه السلام : كل صلاة لا قراءة فيها فهي خداج إلا للعليل، أو من يكثرعليه السهو فيتخوف بطلان الصلاة عليه». [ترجمۀ روایت: محمد‌بن عبد‌الله حمیری از حضرت صاحب‌الزمان (عج‌الله‌فرجه) روایت کرده‌است که به محضر ایشان نامه‌ای نوشتم و پرسیدم در دو رکعت آخر نماز‌ها خواندن سورۀ حمد بهتر است یا گفتن تسبیحات اربعه؟ روایات در این باره زیاد و مختلف‌اند. برخی از روایات قرائت سورۀ حمد را بهتر و افضل می‌دانند و برخی از روایات گفتن تسبیحات اربعه را. کدام‌یک بهتر و افضل است تا آن را انجام دهیم؟ حضرت (عج‌الله‌فرجه) پاسخ داد قرائت ام‌الکتاب، سورۀ حمد، در دو رکعت آخر، ذکر تسبیحات اربعه را نسخ کرده‌است. چیزی تسبیحات اربعه گفتن را نسخ کرده‌است سخن کسی است که به این امور عالم است که فرموده است: هر نمازی که در آن ام‌الکتاب، سورۀ حمد] خوانده نشود آن نماز ناقص است مگر این‌که نماز‌گزار از کسانی باشد که بسیار دچار فراموشی می‌شوند یا بیمار و مریض باشد و این ترس و خوف وجود داشته باشد که نمازش باطل شود.

پاسخ:

1. گفتن تسبیحات اربعه در هر حالی افضل و بهتر است.
2. بیش‌تر روایاتی که مخالف این هستند به تقیه نزدیک هستند و بر تقیه حمل می‌شوند. البته در‌بارۀ روایتی که گذشت می‌توان گفت آن روایت دربارۀ کسی است که در نماز جماعت قرائت امام را درک نکرده‌است [یعنی از رکعت اول نماز جماعت به جماعت نپیوسته‌است] یا در‌بارۀ کسی است که در نماز فرادی قرائت سورۀ حمد را فراموش کرده‌است.

WhatsAppTelegramایمیل#2786
۱۹

فقهی›عبادات›طهارت

پرسش: آیا آبِ متصلِ به آب جاری که با سنگ توالت بر‌خورد می‌کند و [به بدن یا لباس یا جایی دیگر] پاشیده می‌شود نجس است و سایر اشیا را هم نجس می‌کند؟

پاسخ:

اگر در جایی که آب به آن پاشیده شده‌است عین نجاست وجود نداشته باشد، هم آب و هم آن مکان پاک است.

WhatsAppTelegramایمیل#2787
۲۰

فقهی›عبادات›نماز جماعت

پرسش: برخی از برادران دینی خواهان این هستند که نماز جماعت مغرب یک ساعت یا یک و نیم ساعت از وقت خود به تأخیر بیفتد و دیرتر خوانده شود، چون با تأخیر یک‌ساعته یا یک‌و‌نیم‌ساعته، افراد بیش‌تری برای نماز جماعت حاضر می‌شوند. آیا به‌خاطر این‌که افراد بیش‌تری به نماز جماعت برسند و نماز جماعت با افراد بیش‌تری اقامه شود، می‌توان آن را به تأخیر انداخت و در وقت خود نخواند یا امام جماعت، هر‌چند با افراد کم‌تر، باید نماز را در اول وقت بخواند و کاری با سایر افرادی که به نماز جماعت نرسیده‌اند نداشته باشد یا آن‌ها را نیز ملزَم کند که در وقت نماز حاضر شوند و نماز را به جماعت بخوانند؟

پاسخ:

1. این مقدار تأخیر [یک ساعت یا یک و نیم ساعت] موجب می‌شود که نماز مغرب در وقت فضیلت آن اتیان نشود و تأخیر نماز مغرب از وقت فضیلت آن بسیار مورد‌مذمت قرار گرفته‌‌است.
2. بنا‌بر‌این افضل این است که نماز در وقت فضیلتش اتیان شود.
3. امام جماعت می‌تواند علاوه بر این‌که نماز مغرب را در اول وقتش خواند، هنگام جمع شدن سایر مصلین، نماز مغرب را دوباره به جماعت اتیان کند.

WhatsAppTelegramایمیل#2789

ارسال استفتاء