پرسش: علیبن حسین، حضرت سجاد (علیهالسلام)، فرمود: «يا عمة اسكتي ففي الباقي من الماضي اعتبار ، وأنت بحمد الله عالمة غير معلمة ، فهمة غير مفهمة ، إن البكاء والحنين لا يردان من قد أباده الدهر ، فسكتت . ثم نزل عليه السلام وضرب فسطاطه، وأنزل نساءه ودخل الفسطاط.» یعنی اى عمه، خاموش باش، باقىماندگان باید از گذشتگان عبرت گیرند و تو بحمدالله عالمی هستی که احتیاج به تعلیم نداری و دانایی هستی که از آموختن بینیازی. گریه و ناله رفتگان را باز نمىگرداند. پس آن بانوى بزرگوار ساکت شد. سپس حضرت علیبن حسین، امام سجاد (علیهالسلام)، به سمت خیمه رفتند و زنان اهلبیت را پیاده کردند و داخل خیمه شدند. اینک سؤال این است که چگونه امام سجاد حضرت زینب را از گریه و ناله برای حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) منع فرمودهاست؟
1. گریه و ناله بر حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) گاهی با اموری همراه میشود که موجب سوءاستفادۀ دشمن قرار میگیرد و از این جهت، گاهی از آن پرهیز میشود.
2. همانطور که حضرت امام حسین (علیهالسلام) قبل از شهادتشان ایشان را از گریه و زاری باز داشت تا دشمن گریه و زاری را ضعف سپاه حضرت تلقی و از آن سوءاستفاده نکند.
3. چنین حکمی (نهی از گریه برای اهلبیت) مختص به شرایط خاصی است واِلّا گریه و زاری و ناله برای پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و اهلبیت ایشان (علیهمالسلام) از بزرگترین فرائضی دینی و از بارزترین مراسمی است که نشاندهندۀ مودت و دوستی آنها است همانطوری که در روایت جذعالنخلة (تنۀ خرما) که متواتر نزد فرقین است مطرح شده است.
4. همۀ اینها را امیر مؤمنان، علی (علیهالسلام)، شرح دادهاست. حضرت (هنگام خاکسپاری حضرت زهرا خطاب به پیامبر) عرضه میدارد:
«سَلَامٌ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا سَئِمٍ وَ لَا قَالٍ، فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ، وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ، الصَّبْرُ أَيْمَنُ وَ أَجْمَلُ، وَ لَوْ لَا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلِينَ عَلَيْنَا لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ عِنْدَ قَبْرِكَ لِزَاماً، وَ التَّلَبُّثَ عِنْدَهُ مَعْكُوفاً، وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ الرَّزِيَّةِ، فَبِعَيْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ بِنْتُكَ سِرّاً، وَ يُهْتَضَمُ حَقَّهَا قَهْراً، وَ يُمْنَعُ إِرْثَهَا جَهْراً، وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ، وَ لَمْ يَخْلَقْ مِنْكَ الذِّكْرُ، فَإِلَى اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَكَى، وَ فِيكَ أَجْمَلُ الْعَزَاءِ، فَصَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا وَ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.»
یعنی اى رسول خدا بر تو درودى مىفرستم، درود وداعكنندهاى كه نه خشمگين است و نه دلتنگ، بنا بر اين اگر باز گردم از روى ملامت و دلتنگى نيست و اگر بمانم از روى بدگمانى به وعدهاى كه خداوند به صبرپيشگان دادهاست نیست، و البتّه كه صبر مباركتر و زيباتر است. و اگر بيم غلبۀ چيرهشوندگان بر ما نبود (كه مرا سرزنش كنند يا قبر فاطمه را بشكافند) ماندن در نزد قبر تو را بر خود لازم مینمودم و در كنار آن به اعتكاف مینشستم و بر اين مصيبت بزرگ همچون مادر فرزند از دستداده مىناليدم. در برابر ديد خدا، دخترت پنهانى به خاك سپرده میشود و حقّش به زور ستانده مىشود و آشكارا از ارث خود محروم مىگردد، و حال آنكه هنوز از عهد تو و حیات تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشتهاست. پس اى رسول خدا به سوى خداوند شكوه مىبرم. و بهترين صبر صبر بر ماتم تو است، و صلوات و رحمت و بركات خداوند بر تو و بر او (فاطمه) باد.
5. از آنچه گذشت روشن میشود که از خود گریه و ناله، از آن حیث که گریه و ناله است، منع و نهی نشدهاست. گریه و ناله برای مصائب اهلبیت، بهحسب ذات، منهیعنه نیست. چگونه میتواند منهیعنه باشند در حالی که از بزرگترین عبادات هستند. نهی و منع بهلحاظ مقارنات و برخی عوارضی است که در شرایطی خاص و ویژه رخ میدهد و موجب سوءاستفادۀ دشمنان قرار میگیرد و دین خدا و اولیای خدا از این جهت ضربه میبینند.
