أحدث الاستفتاءاتهل الأنبياء قبل بعثتهم بالنبوة أنبياء أم لا ، وهل كانوا يعلمون بأنهم سوف يبعثون بالنبوة أم لا ، وهل هناك من دليل على ذلك ؟ . ⬇️ما رأيكم حول المقال بأن كتبا مثل الكافي و البحار و غيره من التراث الشيعي معظمه غير معتبر و فاقد للحديث الصحيح والذي استخلص منه تعداد قليل نظير ما قام به الشيخ آصف المحسني و مثله ؟السلام عليكم .. انا من مقلدين السيد السيستاني هل يجوز أن اذكر الشهادة الثالثة في الصلاة بالرجوع الى سماحة الشيخ بالأحتياطهل هناك من وسيلة للإتيان بالشهادة الثالثة لمن يرجع إلى أحد الأعلام المحتاط في ذكر الشهادة الثالثة في تشهد الصلاة أو يستشكل فيها من جهة كونها كلاماً آدمياً ؟ .هل يجوز زواج المتعة من امرأة سنية المذهب علما انه يتم اخبارها انه زواج مؤقت وليس زواج متعة ، وإذا كانت هذه المرأة عمرها 45 سنة و هي تعيش مع اخوها حيث ان ابوها يعيش في بيت اخر و هذه المرأة تصرف على نفسها و تسافر و تشتري وتبيع من دون علما ابوها وهل يجوز الدخول بهادعاء الإمام علي بن الحسين عليه‏ السلام يوم عرفة
#٣١٩٧

پرسش: در روایت وارد شده‌است: «بَعْدَهُ مَعْرِفَةُ اَلرَّسُولِ وَ اَلشَّهَادَةُ لَهُ بِالنُّبُوَّةِ وَ أَدْنَى مَعْرِ فَةِ اَلرَّسُولِ اَلْإِقْرَارُ بِهِ بِنُبُوَّتِهِ وَ أَنَّ مَا أَتَى بِهِ مِنْ كِتَابٍ أَوْ أَمْرٍ أَوْ نَهْيٍ فَذَلِكَ عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَعْدَهُ مَعْرِفَةُ اَلْإِمَامِ اَلَّذِي بِهِ يَأْتَمُّ بِنَعْتِهِ وَ صِفَتِهِ وَ اِسْمِهِ فِي حَالِ اَلْعُسْرِ وَ اَلْيُسْرِ وَ أَدْنَى مَعْرِفَةِ اَلْإِمَامِ أَنَّهُ عِدْلُ اَلنَّبِيِّ إِلاَّ دَرَجَةَ اَلنُّبُوَّةِ وَ وَارِثُهُ وَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اَللَّهِ وَ طَاعَةُ رَسُولِ اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمُ لَهُ فِي كُلِّ أَمْرٍ وَ اَلرَّدُّ إِلَيْهِ وَ اَلْأَخْذُ بِقَوْلِهِ؛ ترجمه: [بالا‌ترین و والا‌ترینِ فرائض بعد از شناخت خداوند] معرفت به رسول‌الله و تصدیق نبوت او است و کم‌ترین مرتبۀ معرفت به رسول‌الله اقرار به نبوت او و اقرار به این است که امر و نهی او از سوی خداوند است. بعد از معرفت رسول‌الله، معرفت امام بالا‌ترین و والا‌ترینِ فرائض است. کم‌ترین مرتبۀ معرفت به امام تصدیق این است که او عِدل و همتا و وارث نبی است؛ اطاعت از او اطاعت از خداوند و پیامبر است و قبول سخن او و تسلیم در برابر او و تبعیت از او و واگذاری امور به او لازم و واجب است. امام همۀ شئون پیامبر، به‌جز شأن نبوت، را دارا‌ست». 1. در این روایت، مقام «امامت» به‌صورت مستقل تعریف و تبیین شده‌است در حالی که امامت همان شئون نبی، به‌جز شأن نبوت و رسالت، است. 2. در این روایت، «اَلرَّدُّ إِلَيْهِ؛ وا‌گذاری امور به امام» از لوازم معرفت به مقام امام و تکلیف و وظیفه برای امت شمرده شده‌است. آیا این ویژگی در امت‌های گذشته نیز مطرح بوده‌است؟ 3. آیا «اَلرَّدُّ إِلَيْهِ؛ وا‌گذاری امور به امام» در‌مورد پیامبران نیز مطرح است؟ آیا در زمان هر نبی‌ای، امت باید اموراتشان را به پیامبرشان رد می‌کردند؟ 4. گسترۀ «اَلرَّدُّ إِلَيْهِ؛ وا‌گذاری امور به امام» تا کجا‌ست؟ آیا می‌توان گفت «اَلرَّدُّ إِلَيْهِ» به معنای وا‌گذاری همۀ امور و شئون زندگی و عرضۀ همۀ کار‌ها به امام است؟ آیا می‌توان گفت مطابق «اَلرَّدُّ إِلَيْهِ»، باید با امام در ارتباطی دائمی بود و لحظه به لحظۀ زندگی و عمل‌کرد‌های روزانه را با زندگی و عمل‌کرد‌های امام مقایسه کرد؟ 5. این روایت «ادنی معرفت امام» را بیان کرده‌است در حالی که در روایتی دیگر، «شاهده علی خلقه» نیز از ادنی معرفت امام قلمداد شده‌است. آیا «شاهده علی خلقه» جزو ادنی معرفت امام است یا نه؟ چگونه می‌توان بین این دو روایت جمع‌بندی کرد؟ 6. در روایت دیگری وارد شده‌است: «مُحَمَّدِ بْنِ اَلطَّيَّارِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ): تُخَاصِمُ اَلنَّاسَ؟ قُلْتُ نَعَمْ. قَالَ: وَلاَ يَسْأَلُونَكَ عَنْ شَيْءٍ إِلاَّ قُلْتَ فِيهِ شَيْئاً؟! قُلْتُ: نَعَمْ. قَالَ: فَأَيْنَ بَابُ اَلرَّدِّ إِذاً؟!!؛ ترجمه: محمد‌بن طیار نقل می‌کند حضرت امام باقر (علیه‌السلام) از من پرسید آیا با مردم دعوا می‌کنی؟ پاسخ دادم: آری. حضرت (علیه‌السلام) فرمود: آیا آن‌ها به تو چیزی می‌گویند و تو جوابشان را می‌دهی؟ پاسخ دادم: آری. حضرت (علیه‌السلام) فرمود: پس در این صورت مسئلۀ رد به امام و وا‌گذاری امور به او چه می‌شود؟!!» در‌بارۀ این روایت توضیح دهید. حضرت باقر (علیه‌السلام) در این روایت چه انتظاری از محمد‌بن طیار داشته‌است؟ 7. آیا می‌توان گفت این روایت به مسئلۀ استنباط نیز مرتبط است و فقیه، هم در مقام استنباط، باید از حضرت امام زمان (عج‌الله‌فرجه) مدد بگیرد و عرضه بدارد «یا‌صاحب‌الزمان‌أدرکنی» و هم در زمان افتا و پاسخ به استفتا، مخاطب را به امامِ حیِ ناظر توجه دهد؟ 8. «الرد إلی الإمام» فقط در امور علمی مطرح است یا در همۀ امور و شئون؟ 9. در زیارت جامعۀ کبیره آمده‌است: «وَمُقَدِّمُكُمْ أَمامَ طَلِبَتِي وَحَوَائِجِي وَ إِرادَتِي فِي كُلِّ أَحْوالِي وَأُمُورِي؛ ترجمه: [من] مقدم‌کنندۀ شما پیش روی خواسته‌ام و حاجاتم و ارادتم در همه احوال و امورم هستم». آیا می‌توان این فقره از زیارت جامعه را با «الرد علیه» مرتبط دانست و گفت بنابر فقرۀ یاد‌شده، وا‌گذاری امور به امام عام است و همۀ امور و شئون را شامل می‌شود؟ 10. «ادنی معرفت امام» در روایت مختلفی مطرح شده‌است و در بیش‌تر آن‌ها، ادنی معرفت امام «مفترض الطاعت دانستن امام از سوی خداوند» معرفی شده‌است. یعنی بر‌اساس بیش‌تر روایات، کم‌ترین حد معرفت امام این است که او را واجب‌الطاعت از سوی خداوند تبارک و تعالی بدانیم در حالی که در روایت محل بحث، الرد إلی الإمام و در روایتی دیگر، شاهد اعمال دانستن امام نیز از ادنی معرفت امام معرفی شده‌است. اینک ادنی معرفت امام با چه چیزی محقق می‌شود؟ آیا با مفترض‌الطاعت دانستن او پایین‌ترین مرتبۀ معرفت حاصل می‌شود یا افزون بر آن، باید امام را شاهد و ناظر اعمال خود بدانیم و همۀ امور را به او وا‌گذار کنیم تا به پایین‌ترین حد معرفت به امام برسیم؟

پاسخ:

1. بین مقام «امامت» با مقام «نبوت» و «رسالت» تلازمی وجود ندارد. امامت مقامی مجزا‌ست و برای این‌که پیامبری امام شود، به جعلی مجزا نیاز دارد.

2. پیامبر عظیم‌الشأن اسلام، حضرت محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم)، هم مقام نبوت و رسالت را داشت و هم مقام امامت را. ایشان، هم نبی و رسول بود و هم امام امت.

3. برخی پیامبران الهی علاوه بر مقام نبوت، به مقام امامت نیز رسیدند، ولی باید دانست که مرتبۀ امامتِ پیامبران ، به‌جز پیامبر خاتم، پایین‌تر از مرتبۀ امامتِ دوازده معصوم (علیهم‌السلام) است.

4. مرتبۀ امامتِ پیامبر خدا محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) از مرتبۀ امامتِ دوازده معصوم (علیهم‌السلام) بالا‌تر و والا‌تر است.

5. هر شأن و مقام و جایگاه و مرتبه و کمالی برای ائمۀ معصومین (علیهم‌السلام) اثبات شود به‌طریق اولی برای حضرت ختمی‌مرتبه محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) به نحو بالا‌تر و والا‌تر و راقی‌تر ثابت است.

6. همان‌طوری که امامتِ حضرتِ ختمی‌مرتبه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) از امامتِ ائمۀ معصومین (علیهم‌السلام) بالا‌تر و والا‌تر است، امامتِ حضرتِ امیرِ مؤمنان، علی (علیه‌السلام) از امامت دیگر ائمه (علیهم‌السلام) بالا‌تر و وا‌لا‌تر است.

7. «الرد إليه» در‌مورد امام مطرح است و پیامبری که به مقام امامت بار نیافته باشد، «الرد إليه» در‌مورد او مطرح نیست.

8. امامت مدیریت عمومی و سراسری است و این مقام گام‌به‌گام در همۀ مسئولیت‌ها و در همۀ امور و شئون مطرح می‌شود.

9. این مسئله با مسئله استنباط نیز مرتبط است. در مقام استنباط، نباید به ادله و قوانین عامه اکتفا کنیم و حتماً باید به ادلۀ خاصه و روایت ائمۀ معصومین (علیهم‌السلام) نیز مراجعه کنیم و از راهنمایی‌های آن ذوات قدسی (علیهم‌السلام) بهره‌مند شویم.

10. شیخ مفید (قدس‌سره‌الشریف) در «مقنعه» می‌فرماید اگر سلطان جور به فقیه شیعه اجازه دهد و فقیه توانایی یابد و بر مسند قضا نشیند، باید خود را رخصت‌یافته از سلطان حق بداند، نه سلطان جور، یعنی باید چنین قصد کند که با اجازه و رخصتِ حضرتِ امامِ زمان (عج‌الله‌فرجه) و به نیابت از ایشان بر مسند قضا نشسته‌است، نه با اجازه و رخصتِ سلطانِ جور.

11. چنین نگرشی در قضا انحصار ندارد و در مقام افتا و در قبول هر مسئولیتی و در انجام دادن هر فعالیتی مطرح می‌شود. شخص، چه در مقام قضا و چه در مقام افتا و چه در هر مقام و مسئولیتی، باید رضایت حضرتِ حجت‌بن‌الحسن (عج‌الله‌فرجه) را در‌نظر داشته باشد و خود را مأذون از طرف ایشان و نائب ایشان بداند.

12. «الرد إلی الإمام» عام است و منحصر در امور علمی نیست. انسان باید در همۀ امور دنیوی و اخروی و دینی «رد إلی الإمام» کند.

13. در تبیین پایین‌ترین مرتبۀ معرفت به امام باید بین همۀ ادله جمع کرد و حاصل آن را پایین مرتبۀ معرفت دانست. بنا‌بر‌این همۀ آن‌چه در روایات مختلف به‌عنوان «ادنی مرتبۀ معرفت به امام» معرفی شده‌است شرطِ لازمِ تحققِ چنین معرفتی است و با فقدان هر‌یک از آن‌ها ادنی معرفت به امام حاصل نشده‌است

WhatsAppTelegramایمیل#3197
الإمامةالرابط المختصر: alsanadfatwa.com/f/3197