أحدث الاستفتاءاتهل الأنبياء قبل بعثتهم بالنبوة أنبياء أم لا ، وهل كانوا يعلمون بأنهم سوف يبعثون بالنبوة أم لا ، وهل هناك من دليل على ذلك ؟ . ⬇️ما رأيكم حول المقال بأن كتبا مثل الكافي و البحار و غيره من التراث الشيعي معظمه غير معتبر و فاقد للحديث الصحيح والذي استخلص منه تعداد قليل نظير ما قام به الشيخ آصف المحسني و مثله ؟السلام عليكم .. انا من مقلدين السيد السيستاني هل يجوز أن اذكر الشهادة الثالثة في الصلاة بالرجوع الى سماحة الشيخ بالأحتياطهل هناك من وسيلة للإتيان بالشهادة الثالثة لمن يرجع إلى أحد الأعلام المحتاط في ذكر الشهادة الثالثة في تشهد الصلاة أو يستشكل فيها من جهة كونها كلاماً آدمياً ؟ .هل يجوز زواج المتعة من امرأة سنية المذهب علما انه يتم اخبارها انه زواج مؤقت وليس زواج متعة ، وإذا كانت هذه المرأة عمرها 45 سنة و هي تعيش مع اخوها حيث ان ابوها يعيش في بيت اخر و هذه المرأة تصرف على نفسها و تسافر و تشتري وتبيع من دون علما ابوها وهل يجوز الدخول بهادعاء الإمام علي بن الحسين عليه‏ السلام يوم عرفة
#٣٤٤٦

پرسش: ❓ پرسش: گاه برخی خطبا ـ و خود من نیز گاهی ـ هنگام قرائت مصیبت، گفتگوهایی را اضافه می‌کنیم که نه به لفظ و نه به معنا در کتاب‌ها نیامده‌اند. و گاهی این سخنان به یکی از امامان معصوم علیهم‌السلام نسبت داده می‌شود، در حالی که این مطالب نه به حکمی شرعی و نه به موضوعی اعتقادی اشاره دارند، بلکه تنها تصاویری عرفی از فضای مصیبت هستند، مشابه آنچه نویسندگان سریال‌ها و فیلم‌های دینی انجام می‌دهند، وقتی گفتگوهایی را نسبت می‌دهند که می‌توان تصور کرد طبق طبیعت واقعه ممکن است رخ داده باشد. مثلاً خطیب می‌گوید: وقتی امام سجاد علیه‌السلام از دفن پدرشان بازگشت، زنان گرد او جمع شدند و از او در مورد چگونگی دفن عزیزانشان پرسیدند، و آن حضرت پاسخ هر یک را بر اساس واقعیت داد. یا اینکه گفته می‌شود زنان از ساربان خواستند که آن‌ها را از کنار پیکر شهیدانشان عبور دهد و برای هر کدام، جمله‌ای گفته می‌شود که متناسب با شرایط طبیعی و احساسی آن لحظه است. آیا نسبت دادن این سخنان اشکال شرعی دارد؟ و اگر اشکال دارد، آیا راهی یا اصطلاح خاصی وجود دارد که با به‌کارگیری آن، این اشکال برطرف شود و به مخاطب فهمانده شود که این‌ها تنها تصویرسازی‌هایی ذهنی و عرفی از سوی گوینده است؟ آیا به‌کار بردن عبارتی مانند «کأنی به» یا «کأنی بهم» برای رفع اشکال لازم است؟

پاسخ:

۱- این موضوع را به‌طور مفصل در رساله‌ای به نام «لسان الحال» شرح داده‌ام که در جلد سوم از مجموعه الشعائر آمده است.

۲- آنچه شما از این نمونه‌ها ذکر کرده‌اید، همه از مقتضیات حال هستند، که خود نام دیگری برای زبان حال است.
و من تصمیم دارم این بحث را گسترش دهم؛ هم به‌عنوان یک نظام بیانی و دلالی، و هم به‌عنوان نظامی برای فهم واقعیت‌ها و وقایع.

۳- بلکه ما بیان کرده‌ایم که محدود شدن به آنچه فقط به‌صورت لفظی در منابع آمده، خلاف واقعیت است؛ زیرا آنچه قطعاً و یقیناً رخ داده، تنها همین گزارش‌ها نیست.

۴- بلکه آن وقایع دارای لوازمی پیش از وقوع، در حین وقوع و پس از آن هستند؛ گاه بر اساس عادت، گاه عقل، گاه پیوستگی تکوینی، و گاه با عوامل دیگر.

۵- تمام این موارد در سطح واقعیت‌های مادی، دیداری و شنیداری است.
اما در سطح صحنه‌های روانی و روحی، افق بسیار گسترده‌تر و عظیم‌تر است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.
این مورد می‌تواند ذیل زبان حال به معنای عام قرار گیرد.
قرآن نیز بر اهمیت این بعد در صحنه‌های مهمی چون بدر، احد، خیبر، حنین و دیگر موارد تأکید فراوان کرده است.

۶- افزون بر این‌ها، بُعد ملکوتی هر حادثه مادی نیز هست که قرآن به‌شدت بر آن تأکید دارد.

۷- بله، در زبان حال باید میان آن و نقل لفظی از متن، تفاوت قائل شد؛ و وجود قرینه حالیه (یعنی شرایط و فضای مجلس) برای فهم این تمایز کافی است.

WhatsAppTelegramایمیل#3446
الشعائر الحسينيةالرابط المختصر: alsanadfatwa.com/f/3446